جرعت یا حقیقت
جرعت یا حقیقت 😈
ا/ت :واااااااااای خدا دارم میمیرم حوصلم سر رفت
ریندو : ببند کر شدم خب زیرشو کم کن تا حوصلت سر نره
ا/ت : ببند گالرو اصلا میخوام داد بزنم به تو چه چهار چشم
ریندو : ا/ت به من نگو چهار چشم توله سگ
ا/ت: بیخیال بچه ها چی میان جرعت یا حقیقت
همه : ما میان
ا/ت : خوبه پس بریم 😈
شین : بدبختا ما یکبا با این ا/ت پدصگ جرعت یا حقیقت بازی کردیم مارو به مرز مرگ برد
واکا : اره ولی زیاد ناراحت نباش تاکه فرستادم تخمه بگیره به اینا نگاه نیم ببینم چی میشه
تاکه : سلام من امدم هنوز شروع نشده
شین : نه ولی خوب رسیدی ها تخمه بده بینم
تاکه : باشه بیا بابا ( دادن تخمه به شین و واکا)
دست بازی
۱ اما - یوزوها
۲ ران - ا/ت
۳ مایکی - باجی
۴چیفویو - سنجو
۵ ا/ت - اسمایلی
۶یوزوها - دراکن
۷ میتسوها - هاکای
۸ ا/ت - تاکه میچی
۹ اخرین دست ریندو - انگیری
از زبان ا/ت
خوب همه دایری نشستن و من رفتم بطری اورتم و چرجندیم
اما : جرعت یا حقیقت
یوزوها : جرعت
اما : برو لپای میتسوها رو بکش بعد بوس کن 😈
یوزوها بلند شود و رفت لپای میتسوها جان را کشید و بعد لپشو بوس کرد و مثل لبو امد سر جاش نشست
یوزوها و میتسوها :🔴
همه : درحال جلو گیری از خنده
ران : جرعت یا حقیقت
ا/ت : اممممممم....حقیقت
ران : باید دوتا از بزرگ ترین رازای زندگیتو بگی
ا/ت یک نگاه به مایکی انداخت که مایکی با صورت پر از الیماس به ا/ت نگاه میکهنه
( ا/ت یکی از محبوب ترین دخترای مدرسه شون هست و در این حال قودرت بدنی اون اندازه مایکی و یک بار هم مایمی هم شکست داده مایکی هم یکم از دوریاکی شو داده به ا/ت تا به کسی نگه )
ا/ت : اممممم .... خب اولی میگم دومی مجازات
ران: باشه پس بگو
ا/ت : باشه من از چهارتا از گنگ های توکیو بهم پیشنهاد اعضویت دادن
همه : چیییییییییییییییییییییییییییییی
مایکی : بگو ببین اونا کدوم گنگی هستن
ایزانا از اون ور جهان با داد که همه را کر میکند : کدوم خررررررررررری جرعت کرده که به تو بگی بیای تو گنگش اگه قرار باشه که برای تومی یک گنگ اون گنگ منه
شین : ایزانا خفه شو اگه ا/ت قرار باشه بره توی یگ گنگ اون گنگ منه
هانما اونور جای شین واکا و بقیه : هوی هوی هوی خفه شین ببینم ا/ت میاد تو گنگ والهالا نه شما ها
ا/ت : خب دیگه همه فهمیدن که شما به من پیشنهاد دادین ولی جواب هیچ کدومتون ندادن
(قورت دادن اب دهن ) ران حالا مجازاتم بگو
ران : باشه باید تا اخر بازی رو پاهام باشی و یک بوس کوچولو مثل خودت بهم بدی 😈
ا/ت : توف تو راحت باشه .....چی چی تو به من گفتی کوچولو ران قبرتو همینچا میکنم (ا/ت راحال جر دادن ران که ران بغلش میکه میشونش رو پاهاش و ا/ت بوس میکه )
ران : ارام باشه بابا حالا چرا وقشی میشی
ا/ت : ولم کن تا وهشی رو نشونت بدم
ران : نه نه نه تو الان یاید مجارادتو انجام بدی
( ا/ت که داره به مایکی و ران فش میده )
مایکی : جرعت با حقیقت
باجی : جرعت
مایکی : باید چیفویو بوس کنی
باجی : چیییییی نه حالا مجاراتم چی
مایکی : بایو بمای وصت برقصی 😈
باجی بلند میشه چونه چیفونه را میگیره بالا و بوسش میکنه بعد وقتی داشت میومد بشیبه یکی از کله مایکی
چیفویو و باجی : یک رنگ قرمز جذید خلق کردن
همه : درحال جرررررررررررررر خوردن
چیفو : جرعت یا حقیقت
سنجو : جرعت
چیفو: باید تاکه میچی رو بغل کنی
سنجو : ولی هینا من شهید میکه
چیفو : به من ربطی نداره
سنجو بلند شود یکی زد تو کله چیفو بعد رفت و تاکه مچی رو بغل کرد
هینا : سنجو وصیهتی داری بگو
سنجو : فرار
حالا سنجو بدو هینا بدو که هینا با ماهیتابه زد تو سر سنجو
سنجو : اخخخخخخخخخخخخخخخخخ مامانم دختر شهید شود
ا/ت : جرعت یا حقیقت
اسمایلی : جرعت
ا/ت : برو و یک گاز از دوریاکی ملیکی بزن
اسمایلی : باشه ( خنده اعصبی )
اسمایلی یک گاز که چه بگم کل دریاکی مایکی خورد
مایکی : خودم میکشمت
همه : درحال مردن ار خنده
اسمایلی : به جان ا/ت شکر خورد برات ۶۰ دوریاکی میخرم فقط از جونم بگزر
مایکی وایستات و گفت
مایکی : باشه پس تا یک ماه تو برای من دریاکی میخری
شین : داداش برشکست شود رفت
واکا : اره بدبخت
اسمایلی : خودم میکشمت ا/ت پدصگ
یوزوها : جرعت یا حقیقت
دارکن : حقیقت
یوزوها یک لبخند به روی دخترا زد و همه بجر اما منظورشو گرفتن
یوزوها : تو چی حس نسبت به اما داری 😈
(حلالم کنید ابنو دو سال پیش نوشته بودم)
ا/ت :واااااااااای خدا دارم میمیرم حوصلم سر رفت
ریندو : ببند کر شدم خب زیرشو کم کن تا حوصلت سر نره
ا/ت : ببند گالرو اصلا میخوام داد بزنم به تو چه چهار چشم
ریندو : ا/ت به من نگو چهار چشم توله سگ
ا/ت: بیخیال بچه ها چی میان جرعت یا حقیقت
همه : ما میان
ا/ت : خوبه پس بریم 😈
شین : بدبختا ما یکبا با این ا/ت پدصگ جرعت یا حقیقت بازی کردیم مارو به مرز مرگ برد
واکا : اره ولی زیاد ناراحت نباش تاکه فرستادم تخمه بگیره به اینا نگاه نیم ببینم چی میشه
تاکه : سلام من امدم هنوز شروع نشده
شین : نه ولی خوب رسیدی ها تخمه بده بینم
تاکه : باشه بیا بابا ( دادن تخمه به شین و واکا)
دست بازی
۱ اما - یوزوها
۲ ران - ا/ت
۳ مایکی - باجی
۴چیفویو - سنجو
۵ ا/ت - اسمایلی
۶یوزوها - دراکن
۷ میتسوها - هاکای
۸ ا/ت - تاکه میچی
۹ اخرین دست ریندو - انگیری
از زبان ا/ت
خوب همه دایری نشستن و من رفتم بطری اورتم و چرجندیم
اما : جرعت یا حقیقت
یوزوها : جرعت
اما : برو لپای میتسوها رو بکش بعد بوس کن 😈
یوزوها بلند شود و رفت لپای میتسوها جان را کشید و بعد لپشو بوس کرد و مثل لبو امد سر جاش نشست
یوزوها و میتسوها :🔴
همه : درحال جلو گیری از خنده
ران : جرعت یا حقیقت
ا/ت : اممممممم....حقیقت
ران : باید دوتا از بزرگ ترین رازای زندگیتو بگی
ا/ت یک نگاه به مایکی انداخت که مایکی با صورت پر از الیماس به ا/ت نگاه میکهنه
( ا/ت یکی از محبوب ترین دخترای مدرسه شون هست و در این حال قودرت بدنی اون اندازه مایکی و یک بار هم مایمی هم شکست داده مایکی هم یکم از دوریاکی شو داده به ا/ت تا به کسی نگه )
ا/ت : اممممم .... خب اولی میگم دومی مجازات
ران: باشه پس بگو
ا/ت : باشه من از چهارتا از گنگ های توکیو بهم پیشنهاد اعضویت دادن
همه : چیییییییییییییییییییییییییییییی
مایکی : بگو ببین اونا کدوم گنگی هستن
ایزانا از اون ور جهان با داد که همه را کر میکند : کدوم خررررررررررری جرعت کرده که به تو بگی بیای تو گنگش اگه قرار باشه که برای تومی یک گنگ اون گنگ منه
شین : ایزانا خفه شو اگه ا/ت قرار باشه بره توی یگ گنگ اون گنگ منه
هانما اونور جای شین واکا و بقیه : هوی هوی هوی خفه شین ببینم ا/ت میاد تو گنگ والهالا نه شما ها
ا/ت : خب دیگه همه فهمیدن که شما به من پیشنهاد دادین ولی جواب هیچ کدومتون ندادن
(قورت دادن اب دهن ) ران حالا مجازاتم بگو
ران : باشه باید تا اخر بازی رو پاهام باشی و یک بوس کوچولو مثل خودت بهم بدی 😈
ا/ت : توف تو راحت باشه .....چی چی تو به من گفتی کوچولو ران قبرتو همینچا میکنم (ا/ت راحال جر دادن ران که ران بغلش میکه میشونش رو پاهاش و ا/ت بوس میکه )
ران : ارام باشه بابا حالا چرا وقشی میشی
ا/ت : ولم کن تا وهشی رو نشونت بدم
ران : نه نه نه تو الان یاید مجارادتو انجام بدی
( ا/ت که داره به مایکی و ران فش میده )
مایکی : جرعت با حقیقت
باجی : جرعت
مایکی : باید چیفویو بوس کنی
باجی : چیییییی نه حالا مجاراتم چی
مایکی : بایو بمای وصت برقصی 😈
باجی بلند میشه چونه چیفونه را میگیره بالا و بوسش میکنه بعد وقتی داشت میومد بشیبه یکی از کله مایکی
چیفویو و باجی : یک رنگ قرمز جذید خلق کردن
همه : درحال جرررررررررررررر خوردن
چیفو : جرعت یا حقیقت
سنجو : جرعت
چیفو: باید تاکه میچی رو بغل کنی
سنجو : ولی هینا من شهید میکه
چیفو : به من ربطی نداره
سنجو بلند شود یکی زد تو کله چیفو بعد رفت و تاکه مچی رو بغل کرد
هینا : سنجو وصیهتی داری بگو
سنجو : فرار
حالا سنجو بدو هینا بدو که هینا با ماهیتابه زد تو سر سنجو
سنجو : اخخخخخخخخخخخخخخخخخ مامانم دختر شهید شود
ا/ت : جرعت یا حقیقت
اسمایلی : جرعت
ا/ت : برو و یک گاز از دوریاکی ملیکی بزن
اسمایلی : باشه ( خنده اعصبی )
اسمایلی یک گاز که چه بگم کل دریاکی مایکی خورد
مایکی : خودم میکشمت
همه : درحال مردن ار خنده
اسمایلی : به جان ا/ت شکر خورد برات ۶۰ دوریاکی میخرم فقط از جونم بگزر
مایکی وایستات و گفت
مایکی : باشه پس تا یک ماه تو برای من دریاکی میخری
شین : داداش برشکست شود رفت
واکا : اره بدبخت
اسمایلی : خودم میکشمت ا/ت پدصگ
یوزوها : جرعت یا حقیقت
دارکن : حقیقت
یوزوها یک لبخند به روی دخترا زد و همه بجر اما منظورشو گرفتن
یوزوها : تو چی حس نسبت به اما داری 😈
(حلالم کنید ابنو دو سال پیش نوشته بودم)
- ۲۱.۸k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط