#امشبـ کهـ داشتمــــ مــــوهامـــــو شونهـ میکردمـ.. بهـ

#امشبـ کهـ داشتمــــ مــــوهامـــــو شونهـ میکردمـ.. بهـ گــــــوشهـ دیـــــوار زلـ زدمـ
#رفتمـ تــــــو فِکْـــــر با خودمـ گفتمـ وایـ خــــــدا منـ چقد غمـ دارمـــــا
#اشـــــکامـ سرازیـــــر شدنـ... چــــقد الکیـ تنهامــــ :)
#اصنـ انگـــــیزهــِ زندگیـ کردنـ ندارمـ :))
#بهـ خــــودمـ اومدمـ شـــــونرو گذاشتمـ زمینـ
#دختـــــریـ کهـ درد دارهــــ رو چهـ بهـ مـــــو بلند داشتنـ :)))):disappointed_face:

♚ @_
دیدگاه ها (۴)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part40ی عادت بدی داشتم اونم باز گذاشتم در بود...

I'm not jealous part 55با احساس اینکه چند نفر بهم را زدم سرم...

چند پارتی

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 217♡⁠。⁠)⁩اونم خ...

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

چند پارتی (درخواستی)

چند پارتی (درخواستی)

بریم برای پارت گذاری بیب ها؟🧸بزن بریم هوراااااویو«ا/ت»با صدا...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره.و...p22 ویو ات وقتی ماجرا رو...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط