مامانم مشکوک میزنه...

یه بار از مسافرت داشتیم میومدیم اومد گفت بیا راجب به دوست پسرات حرف بزنیم!
خندیدم گفتم ندارم
گفت انیمه ایا
گفتم کودوما؟
گفت اونایی که ازشون عکس و فیلم تو گوشیت داری!
من🥲گفتم از خیلیا عکس و فیلم تو گوشیم دارم
بعد فهمیدم که آره ریدم😐

دومیش مال دو روز پیشه:من رو دستم نوشتم مایکی به اینگلیسی
استین کوتاه پوشیده بودم معلوم بود
مامانم دید گفت چی نوشتی
دستمو بردم پشت لباسم گفت هیچی
گفت میکاسا؟
گفتم از کجا میشناسیش
گفت دوست پسر قبلیم بوده(مامانم گفته😑)
گفتم مامان میکاسا دختره
بابام از اون ور گفت دوست من میکاسا داره توپ میکاسا(میکاسا بِرَند توپ سازیه)
امروزم دوباره دستمو دید گفت نوشتی میکاسا؟
گفتم نع
گفت کیساکی🤯
واکنش این بود که شروع کردم عوق زدم زیرااا از کیساکی خیلی بدم میاد...
حالا از کجا میدونه رو خدا میداند و مامانم داند من🌚خدایی ینی چیییی. لو رفتم فهمیده رو پسرای انیمه ای کراش میزنم جای دوست پسرم میزارمشون😫واییییییی
دیدگاه ها (۲۷)

رویای آبی part:⁹بعد از اینکه رفتن مامانم بهم گفتمادر یونا:هی...

"کتابخانه عشق"part:⁹بعد از اینکه رفتن مامانم بهم گفتمادر یون...

پارت -19-خبر نداری اقای مقدم راه اتاقمو بهتر از هر جای بلده😂...

#اولین_پارت_سال_99 #پارت60 #دلبربلادستشو گذاشت رو لبام و...

عشق دارک من پارت 7*منم نمی دونمپرش به موقه ی عروسیات ویوبعد ...

چند پارتی از کوک *درخواستی*وقتی دخترتون داداش میخوادپارت۲ویو...

پارت۱۵(pure love)

#پارت3مهسا_ بزار برسیم بعد _ به تو چه دراز کشیدم ، پاهامو آو...

دچار کمبود عکس از هیناتا شدم_خب فعلا ولش_۳۸ بیو متنوع برای ه...

همیشه بد نیست(پارت۹)رفتم تو آشپز خونه.مامان داشت غذا رو تو ظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط