{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part:24

اسم فیک:زخم های رقم خورده.

``از قصد عصبانیم میکنی نه``

+میدونستی کیم تهیونگ خیلی رومخی.

_میدونستی خیلی لجبازی.

+رومخ.

_لحباز.

+من اصلا لجباز نیستم اما تو خیلی عصبیم میکنی.

_میدونم چون خوش میگذره وقتی حرص میخوری.

+میدونی خیلی خوش میگذره اگه یه مشت بخوابونم تو صورتت.

_لجباز.

+رومخ. خیلی خیلی رومخی .

_حالا رومخ باشم بحث و عوض نکن قبول نداری هنوزم رد مالکیت من جای جای بدنت و روحت هست خانومم.

+خواستم صد کلمه حرف بارش کنم اما با باز شدن در آسانسور از تهیونگ فاصله گرفتم و اون قیافه ای که کارمندای تازه کار دارن به خودم دادم.

+از دیدار با شما خوشحال شدم آقای کیم تهیونگ.

_روز اول کاریتون خوب پیش بره البته اگه استخدام شدید خانم کیم رزا.

+صبرکن کیم رزا هوف خدایا حتی تو شرکتم منو راحت نمیذاره الان بقیه کارکنانی که این جمله تهیونگو شنیدن چی راجب منو اون فکر میکنن.

معشوقه مخفی؟
زن دوم؟
یا اینکه دوباره برگشتم تا جایگاهو مثل قبل تو قلب تهیونگ بدست بیارم؟


+لعنتی لعنتی .

دیگه برای اینکه فحش کشش کنم دیر شده بود نه زمانی برام باقی مونده بود و نه تیهونگی بود که باهاش بحث کنم چون در آسانسور بسته شده بود و وارد بخشی که داخلش مشغول بود شد و من بین نگاهای سنگین کارکنانی که معلوم نبود یه هشداره خطره یه دلگرمیه یا یه حسادت پنهان گیر افتاده بودم.

___________________






+ببخشید خانم دفتر آقای لی دون سونگ کجاست.

~انتهای راهرو سمت چپ فقط حواست باشه زیاد نزدیکش نشی .

+ممنون . چه ج*ن*د*ه*ای (داخل ذهنش)

همون جایی که اون کارکن زن گفت رفتم پروندم رو محکم تر گرفته بودم انگاری که اینجا موندگار بودم. دستام از استرس عرق کرده بودن و گرمم شده بود ممکنه قبولم نکنه .

*تق،تق،تق.

*بفرمایید داخل

+سلام جناب لی دون سونگ.

*رزا (تعجب)تو اینجا چیکار میکنی‌.

+گفتم اگه بتونم بهتون نزدیک تر باشم شاید بهتر باشه برای همینم به عنوان منشی شخصیتون درخواست دادم. میتونید پرونده ام رو چک کنید....

*نه نه اصلا لازم نیست من میدونم که تو چقدر مهارت و استعداد لازم رو داری برای همین از امروز به بعد منشی شخصی من اعلام میشی.

+ممنونم جناب لی دون سونگ.

*لی صدام کنی راحت ترم و رسمی صحبت نکن خوشگلم🗿.

+چشم...یعنی باشه آقای لی‌.

*قهوه یا چای میل داری.

+اول یه لیوان قهوه باهم بخوریم بعد من کارم رو شروع کنم نظرتون چیه آقای لی.

*حتما خیلیم عالیه . خانم چو. یه قهوه تلخ و یه قهوه شیرین بیارید .


"چشم آقای لی دون سونگ.


ادامه دارد........
دیدگاه ها (۵)

true Love②⓪شبتهیونگ خونه ی خودم بودم صدای در رو شنیدم.. سونگ...

پارت 3۹نورِ لوسترهای کریستالیِ عمارتِ کیم، چشم‌ها رو می‌زد. ...

خودکار ابری

سرنوشت پارت (۱۲)

.....//برده ی زیبا//......

رمان : رفتار سرد

𝑺𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔 𝑷𝒂𝒓...

پارت 4ادیتور نازم @karlykarlyیکی از کارکنان به سمت اون رفت ت...

My dady پارت⑧ سانا:هییییی چقد تو گاویییی «داد» ات: چرا داد م...

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط