My life star 🌟
My life star 🌟
Part:¹
``ویو لیلی ``
قلنج گردنم رو شکوندم به برگه ای که تو دستم بود نگاه کردم هنوز ۱۰ تا دیگه مونده بودن بیمار بعدی رو صدا زدم که آروم آروم جلو اومد
لیلی: بعدی آقای لی سوهو خوب آقای سوهو لطفاً قرص رو با این آب بخورین و بعد به من نشون بدید
``
لیلی : خیلی خوب ممنونم آقای سوهو بعدی خوب آقای ...
با بی حالی تمام لیست رو پایین کشیدم وقتی به اسم بعدی رسیدم انگار جریان خون توی رگ هام متوقف شد نامی که روی پرونده با حروف درشت نوشته شده بود صدام لرزیده بود اما صداش کردم
لیلی : خوب نفر بعدی آقای ...ک.یم ..تهیونگ
اه دوباره سکوت همون سکوت لعنتی که هر موقع صداش میکردم کل آسایشگاه ساکت میشود شاید چون همه میدونستن آسایشگاه برای بابای تهیونگه و تهیونگ هم بیمار آسایشگاه ...
با حرفی که تهیونگ زد از افکارم بیرون اومدم و فهمیدم باز میخواد چی بگه
تهیونگ : اوه خانم جانگ امروز خیلی زیبا شدید
لیلی : خیلی ممنونم آقای کیم خوب وقت نداریم لطفاً قرص و بخورید با این آب
دوباره دوباره داشت با اون چشم هاش به من نگاه میکرد انگار یه برق خاصی داشت که هر موقع من ماتش می بودم ...
Part:¹
``ویو لیلی ``
قلنج گردنم رو شکوندم به برگه ای که تو دستم بود نگاه کردم هنوز ۱۰ تا دیگه مونده بودن بیمار بعدی رو صدا زدم که آروم آروم جلو اومد
لیلی: بعدی آقای لی سوهو خوب آقای سوهو لطفاً قرص رو با این آب بخورین و بعد به من نشون بدید
``
لیلی : خیلی خوب ممنونم آقای سوهو بعدی خوب آقای ...
با بی حالی تمام لیست رو پایین کشیدم وقتی به اسم بعدی رسیدم انگار جریان خون توی رگ هام متوقف شد نامی که روی پرونده با حروف درشت نوشته شده بود صدام لرزیده بود اما صداش کردم
لیلی : خوب نفر بعدی آقای ...ک.یم ..تهیونگ
اه دوباره سکوت همون سکوت لعنتی که هر موقع صداش میکردم کل آسایشگاه ساکت میشود شاید چون همه میدونستن آسایشگاه برای بابای تهیونگه و تهیونگ هم بیمار آسایشگاه ...
با حرفی که تهیونگ زد از افکارم بیرون اومدم و فهمیدم باز میخواد چی بگه
تهیونگ : اوه خانم جانگ امروز خیلی زیبا شدید
لیلی : خیلی ممنونم آقای کیم خوب وقت نداریم لطفاً قرص و بخورید با این آب
دوباره دوباره داشت با اون چشم هاش به من نگاه میکرد انگار یه برق خاصی داشت که هر موقع من ماتش می بودم ...
- ۱۰۹
- ۰۱ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط