چندشاتی جناب مین

وقتی تو فن ساین...

p¹

امروز روز خیلی خاص برای دختر بود

چون که امروز به فن ساین گروه مورد علاقش میرفت

یعنی بی تی اس

همشونو دوست داشت.. ولی.. ولی یونگی.. از نظر دختر یونگی فرق داشت

اون صورت کیوتش که دوست داره جدی نشونش بده

درونگراییش و حالت پیشی گونه صورتش «واقعا پیشیه😭💘🤏🏻»

بایستش یونگی بود

ات ایرانی بود.. ولی خب کره زندگی میکرد و دانشگاهش تو کره بود

.
.
.
.

ات ویو:

وارد سالن فن ساین شدم

رو صندلیم نشستم تا نوبتم برسه

خیلی هیجان داشتم.. با عشق به همشون نگاه میکردم.. مخصوصا یونگی

من ۲۵ سالمه و.. یونگی ۲۹ سالشه «یکم سنشو اوردم پایین👍🏻»

خیلی خوشحالم از نظر سنی به یونگی و اعضای بی تی اس نزدیکم

نوبتم شد.. نفر اول جیمین بود

× سلام *لبخند*

+ س.سلام *لبخند*

.
.
.
.

رسیدم به یونگی.. اخرین نفر بود

ضربان قلبم رفت رو ۱٠٠٠٠٠٠٠٠٠

_ سلام کوچولو

+ س.سلام *لبخند*

_ میتونم اسمتو بپرسم؟

+ ب.بله من چیزه.. من اتم

_ ات؟ این اسم کره ای نیست.. فرم چشمات خاصه.. نوع کره ای حرف زدنت بامزس.. ببینم اهل کره نیستی؟

+ خب نه.. من ایرانیم.. اینجا زندگی میکنم

_ واقعا؟ *ذوق*

+ اره *لبخند* چرا ذوق کردی؟

_ اخه من برای ایرانیا احترام زیادی قائلم... میدونم تو کشوری زندگی میکنن که شرایط سختی داره.. برای همین

+ وواااوو خب ممنون *لبخند*

دستامو گرفت.. خودشو نزدیک صورتم کرد.. ۵ میلی متر فاصلمون بود
دیدگاه ها (۲)

رمان آیدل پارت ۱ ویو ات سلام من است هستم ۲۲ سالمه و در ایران...

پارت۱

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

#عشق_بعد_نفرتپارت2ویو راوی: ات حرف جین رو تایید کرد و با اعض...

#میکاپ_آرتیست_من

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

گربه ای در نیمکت کناری...

پارت 14 رمان💘 عشق مدرسه ای💘فیلیکس: ممنون خانم فعلا خدافظ همگ...

«معرفی خودم»سلام من سها هستم فن بی تی اس، اسکیز، بیبی مانستر...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط