𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 THE GIRL IN HIS DREAMS 🌙
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 THE GIRL IN HIS DREAMS 🌙
دختری که در خوابهایش میدید...
همهچیز از یک خواب شروع شد؛ خوابی که بیش از حد واقعی به نظر میرسید.
جیهوپ هر شب دختری را میدید که نمیشناخت، اما چهرهاش آنقدر در ذهنش ماندگار شده بود که دیگر نمیتوانست بهسادگی فراموشش کند.
دختری که انگار حرفی برای گفتن داشت...
و رازی که پشت نگاهش پنهان شده بود.
اما اگر آن دختر فقط ساختهی ذهنش نبود، چه؟
اگر جایی در این دنیای بزرگ، کسی وجود داشت که جیهوپ تمام عمرش را بدون دانستن نامش، در انتظار پیدا کردنش گذرانده بود؟
شاید بعضی خوابها فقط خواب نباشند...
و شاید بعضی آدمها، پیش از آنکه در واقعیت ملاقاتشان کنیم، راهشان را به رویاهایمان پیدا کنند. 🤍🕰️
------
اولین فیکشن ۶ پارتی من از جیهوپ
دیالوگ های جیهوپ: -
دیالوگ های ا.ت: +
توی این فیکشنم، قراره قسمتِ "تصور کن اینجا اتفاق افتاده" داشته باشیم.
حالا چطوریه؟
راستش از خودم اختراع کردم، ولی باحاله، برای کسایی که مثل من خوندنی و نوشتنی تصور میکنن خیلی باحاله.
من توی قسمتِ "تصور کن اینجا اتفاق افتاده" اون مکانی که فیکشن توش رخ میده رو شبیه سازی کردم. فقط توی بعضی از قسمت ها از سکانس کیدراما استفاده کردم که شخصیتش فرق میکنه. ولی شما جیهوپ تصورش کنین.
تصویر "تصور کن اینجا اتفاق افتاده" توی اسلاید ۲ میتونین مشاهده کنین.
ژانر فیکشنمون ایناست: (اون ژانر هایی که شاید تاحالا نشنیده باشین رو جلوشون توضیح دادم)
Fantasy (فانتزی): ارتباط عجیب خوابها با واقعیت
Mystery (معمایی): راز خوابها و گذشتهی جیهوپ و ا.ت
Romance (عاشقانه)
Drama (درام): خاطرات، احساسات و اتفاقات گذشته
Supernatural (ماورایی): اتفاقاتی که با منطق عادی توضیح داده نمیشن
Fantasy | Mystery | Romance | Drama | Supernatural 🌙🕰️
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
این فیکشن درخواستی یکی از خوشگلامه.
امیدوارم خوشتون بیاددددد
لایک و کامنت و بازنشر یادتون نرههههه
دختری که در خوابهایش میدید...
همهچیز از یک خواب شروع شد؛ خوابی که بیش از حد واقعی به نظر میرسید.
جیهوپ هر شب دختری را میدید که نمیشناخت، اما چهرهاش آنقدر در ذهنش ماندگار شده بود که دیگر نمیتوانست بهسادگی فراموشش کند.
دختری که انگار حرفی برای گفتن داشت...
و رازی که پشت نگاهش پنهان شده بود.
اما اگر آن دختر فقط ساختهی ذهنش نبود، چه؟
اگر جایی در این دنیای بزرگ، کسی وجود داشت که جیهوپ تمام عمرش را بدون دانستن نامش، در انتظار پیدا کردنش گذرانده بود؟
شاید بعضی خوابها فقط خواب نباشند...
و شاید بعضی آدمها، پیش از آنکه در واقعیت ملاقاتشان کنیم، راهشان را به رویاهایمان پیدا کنند. 🤍🕰️
------
اولین فیکشن ۶ پارتی من از جیهوپ
دیالوگ های جیهوپ: -
دیالوگ های ا.ت: +
توی این فیکشنم، قراره قسمتِ "تصور کن اینجا اتفاق افتاده" داشته باشیم.
حالا چطوریه؟
راستش از خودم اختراع کردم، ولی باحاله، برای کسایی که مثل من خوندنی و نوشتنی تصور میکنن خیلی باحاله.
من توی قسمتِ "تصور کن اینجا اتفاق افتاده" اون مکانی که فیکشن توش رخ میده رو شبیه سازی کردم. فقط توی بعضی از قسمت ها از سکانس کیدراما استفاده کردم که شخصیتش فرق میکنه. ولی شما جیهوپ تصورش کنین.
تصویر "تصور کن اینجا اتفاق افتاده" توی اسلاید ۲ میتونین مشاهده کنین.
ژانر فیکشنمون ایناست: (اون ژانر هایی که شاید تاحالا نشنیده باشین رو جلوشون توضیح دادم)
Fantasy (فانتزی): ارتباط عجیب خوابها با واقعیت
Mystery (معمایی): راز خوابها و گذشتهی جیهوپ و ا.ت
Romance (عاشقانه)
Drama (درام): خاطرات، احساسات و اتفاقات گذشته
Supernatural (ماورایی): اتفاقاتی که با منطق عادی توضیح داده نمیشن
Fantasy | Mystery | Romance | Drama | Supernatural 🌙🕰️
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
این فیکشن درخواستی یکی از خوشگلامه.
امیدوارم خوشتون بیاددددد
لایک و کامنت و بازنشر یادتون نرههههه
- ۱.۱k
- ۰۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط