siminn.j
۴۲۴
پسند
زندگی ، شاید ،
زندگی ، شاید ،
شعرِ پدرم بود که خواند
چایِ مادر که مرا گرم نمود
نانِ خواهر که به ماهی ها داد
زندگی ، شاید ،
لبخندیست که دریغش کردیم !
دانلود
۲.۶k
۱۷ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (
۲۳
)
شاخه ها خشک شدو باد وزیدن سر کردباغ مان روسری زرد و سیاه در ...
بِیا و دَستِ مَرا... این وَبال بَر شانهبَدَل بِه بال کُن اِم...
جمعه مبارکرفیقان جانم… 🍂🧡امروز اگر اناریبیهوا از دستتان غل...
رمان لونا و ویلیام:قسمت ۲
پدرم نیست ...
افتاده در چشم تو صاف
زنها عجیبند...از گلدان، گل میسازنداز یک فنجان چای، آرامشاز...
اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...
عاشقانه های شبنم
رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط
{{#video_url}}
{{/video_url}}
{{ seo.summary }}
خانه
سوالات متداول
درباره ما
قوانین