عشق یا نفرت؟

عشق یا نفرت؟
(طابع قوانین ویسگون)
P¹²
جونگکوک:(چاقو رو زمین میندازه،با مشت محکم توی دماغ تهیونگ میزنه)
تهیونگ:(صورتش رو میگیره،وقتی دستش رو برمیداره پر از خونه)
جونگکوک:یک بار دیگه نزدیک ا/ت ببینمت(چاقو رو برمیداره)بدون اون روزت با ی خاطره تموم میشه..
تهیونگ:(میره)

ویو ا/ت
*رفتم حموم..دوش آب گرم گرفتم،خیلی خسته بودم،حوله پوشیدم سریع اومدم بیرون،دیدم جونگکوک روی تخت دراز کشیده*
ا/ت:هوی..اینجا چه گوهی میخوری؟
جونگکوک:(از روی تخت بلند میشه میره سمت ا/ت)چه غلطی کردی با تهیونگ؟
ا/ت:به تو ربطی نداره..
جونگکوک:(ا/ت رو به دیوار میکوبه و خفش میکنه)گفتم چه غلطی کردی؟
ا/ت:ولم کن(نفس کم میاره)
جونگکوک:بنال..(خیلی عصبیه،دستاش رو سفت میکنه)
ا/ت:باشه..میگم..بوسیدمش
جونگکوک:(دستش رو ول میکنه که ا/ت میوفته)
ا/ت:(سرفه میکنه)
جونگکوک:(به ا/ت ی مشت میزنه)
*دهنم پر خون شد،به چشماش نگاه کردم،میدونستم خیلی عصبیه،هر لحظه میتونه کار اشتباهی کنه،آروم آروم بلند شدم،وقتی رو به روش وایسادم سه قدم نزدیک اومد،منم هی عقب میرفتم،خوردم به دیوار،خواستم فرار کنم اما یهو....*

ادامه دارد...
مایل به پارت 13؟
دیدگاه ها (۱۳)

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

تک پارتی از سانزو هاروچیو🖤🤞یاندره و هنتای داره و لطفا گذارش ...

سناریو کازتورا پارت اخر

ادامه سناریو

تکپارتی جونگ کوک

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

سناریو مایکی پارت اخر

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط