{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MONSTER

p⁷

که تیهونگ خسته شد و گفت میره تا لباسشو عوض کنه

موقع ای که پیراهنش در آورد متوجه نگا هایی روی خودش شد
وقتی برگشت با جونگکوک مواجه شد که داره نزدیک میشه. تا خواست حرکتی انجام بده به دیوار سنجاق شد

ته ته: هی داری چیکار میکنی؟!
جونگکوک:دلمو بردی
ته ته:چ...چی؟
جونگکوک بدون اینکه حرفی بزنه لبای تیهونگ و بین لب های خودش قفل کرد و تیهونگ هر چقدر هم سیع می‌کرد تا آزاد بشه نمیشد چون زور کوک بیشتر بود.

بلاخره کوک کنار رفت

ته ته:داری چه غلطی میکنی؟
کوک :بیا با هم باشیم
ته ته:چ...چی؟
کوک :من یه حرف رو چند بار تکرار نمیکنم
ته ته : بهش فکر میکنم
و سریع رفت


ویو ویمین

جیمین موقع نرمش نگا هایی رو خودش حس کرد و سیع کرد تا دیده بگیر

*بلند گو= خودم👍😂*

& بچه ها توجه کنید
برنامه ای داریم
باید گروه به گروه بشین و تحقیق کنید

جین:عوووو
جیمین:اخ جونننن
هانسو: ای ول
ته ته: نههههه
جونگکوک :اوم
نامجون:ای خدا بازم
جیهوپ:ای جانننن

& گروه ها رو اعلام می‌کنم
یونگی.......





یوهاهاهاها
فکر کردین میگم😂
بیااا👍

چطورین خوشملا
چخبرا

خب شرطا:۴۰ لایک ۴۰ کامنت
و ۸ بازنشر
بوسسس
دیدگاه ها (۱۱۲)

شاگرد لوس من

عشق مافیا:)))پارت ده ات هنوز اون نگاه های سنگین رو رو خودش ح...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p17کوک: عا..ا.اا....

پارت سوم..... :)

ᴘᴀʀᴛ۳۷ | اولین قدمروز مسابقه طراحی رسید.آرا از صبح کمی استرس...

پارت ۹صبح روز بعد، وقتی نیلسو وارد کلاس شد، چشمش ناخودآگاه د...

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

پارت۵|بازی بدون بازگشتیک ربع بعد...دیلینگ دولینگ(صدای زنگ در...

وقتی میرین مهمونی ولی...درخواستی ادکلن هم زدم که صدای هول زد...

از الان عکس رمان تهیونگ اینه نظرتون رو راجب عکسه بگینپارت هش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط