{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون 🍷🗡

بازی درخون 🍷🗡
پارت بیست چهار🍷🗡



لقدی به زانوش زدم

با جیغ گفتم
+تو غلط میکنی...

اخم کرد
_بهت رو میدم پر رو نشو

دستم و به نشونه ی برو بابا تکون دادم و گفتم
+نمیخوام رو بدی برو کنار بزار برم

دو دقیقه سکوت بود

یهو برگشتم سمتش

نگاه متعجبش و دیدم

لب زدم
_منو‌کدوم جهنمی میبری

پوزخندی گوشه ی لبش نشست

+عالم و آدم آرزوی دارن تو عمارت من خدمتکار کنن، بعد تو میگی منو کجا میبری؟

با مشت زدم رو سینش که دست خودم درد گرفت

زیر لب غریدم

+سنگه، بدن نیست که

فک کنم شنید
چون گوشه ی لبش رفت بالا

سریع جمع کردم

+برا چی منو دزدیدی
دیدگاه ها (۲)

P³⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

رمان تو خود منی

ایننن پایینو ببین🎀🛐عروسک من😈🔞پارت سی و یکبه پاهامم زنجیر بست...

کپشن مهمه

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_66#اهورایک ماهی گذشته بود که...

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

برده عمارت جئون

پارت ۵صبح با صدای در زدن بیدار شدم.یکی از نگهبان‌ها پشت در ا...

سرنوشت پارت(۱۰)اون میدونه که دیگه دختر نیستی(پوزخند)جونکوک خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط