از زندگی از اینهمه تکرار خسته ام

از زندگی از اینهمه تکرار خسته ام
از های و هوی کوچه و بازار خسته ام
دلگیرم از ستاره و ازرده ام ز ماه
امشب دگر زهر چه و هر کار خسته ام
بیزارم از خموشی تقویم روی میز
وز دنگ دنگ ساعت دیوار خسته ام
دیدگاه ها (۳)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

𝖕𝖆𝖗𝖙15شب موعود، باران گرفت. مارال شنل تیره‌اش را روی سرش کشی...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

**پارت ۴۰ (رقصِ آخر در میانِ خاکسترها)**سه ماه از اون شبِ لر...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦_بخش دوم_اگر می‌توانستم از دها...

پرنسس ناخواسته

پارت ۳

چند اشاره به کر و کورهای روزگار ...از #دختر #سردار ، #زینب #...

«رایحه پنهان»تهیونگ آخر سر فقط سرش رو پایین انداخت.بدون اینک...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_35فصل شانزدهم |...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط