{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

MONSTER

p5

هانسو: هی پسر جلو پاتو نگاه

جیمین:اه وا هانسو
ببخشید ببخشید الان پا میشم

جیمین از روی هانسو پاشد و خودش و تکوند و بعد به هانسو کمک کرد

(هه‌ههه فکر کردین یونگیه؟ به همین خیال باشینننن😂😁)

جیمین:او راستی هانسو اینا دوستای منن تیهونگ و جین
بچه ها این همکار و دوست من هانسو

جین:البته من هندسامم میدونینکه
خوشبختم
همه خندیدن

هانسو:منم همینطور😂

تیهونگ:منم تیهونگم.البته ته ته صدام میکنن خوشم داش

هانسو:همینطور
خب حالا بیاین بریم کلاس

جیمین:بریم

ویو خاله
(میتونید خاله صدام کنین)

وقتی رسیدن به کلاس یه میز و انتخاب کردن و نشتن که نامی و هانسو رو میز۳ و جیمین و ته ته هم میز ۲
داشتن باهم حرف میزدن که اکیپ قلدرا اومدن

و رفتن پشتشون نشستن

ویو جونگکوک
وقتی رفتیم کلاس همه دخترا برام غش و ضعف میرفتن که با سردی نگاشون کردم
وقتی رفتیم تا بشینیم
چششم به یه پسر مو فرفری قهوه ای افتاد تا موقع نشستنشون

ویو نامی

داشتیم میرفتیم سمت میزمون که یه پسر خوشتیپ چشمو گرف

ویو یونگی

دوباره؟ دوباره دیدمش؟
موهای زردش دلمو میبره
چرا اینقدر معصومه
نه نه اونقدرام قشنگ نیس چی داری واس خودت میگی
ولی اون چشماش
چشماش خیلی
چشماش خیلی برق میزنه

☆چشمانت بار اول مانند عسلی قلبم را شیرین کرد
اما میدانم که زیادی شیرین باشی دلم را خواهی زد☆

شرطا :۲۰تالایک و کامنت
بوج بوج بهتون🎀
دیدگاه ها (۵۴)

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

پارت ۳۱🌧️ ویو آتبا هیون‌وو داشتم می‌رفتم سمت کلاس که صدای ته...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷³جیمین با عجله وارد کلاس شد. نفسنفس میزد و موها...

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸✦ویو موقع رسیدن پلیسpov: ات رو شونه مبینا داره گریه می...

Part : eleven ویو ا.ت :رسیدیم تهیونگ نیومده بود که ....(میشه...

#ترد شده من پـــــــارتــــــ...

Love&HateP.4"ویو هانا"وقتی که رفتم دفتر مدیر یه دسته گل رو م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط