بــوے‌عطـرش

بــوے‌عطـرش
پارت_11

با خستگی روی صندلی توی کافه نشستیم... با نفس نفس بطری آبمو از کوله‌ام در آوردم و یکم ازش خوردم...

- خیر نبینی جه یوم.

سهون در حالی که با دستش خودشو باد میزد گفت:
- بچه ها پایه‌این امشب بریم مهمونی؟؟

سوکی- چه جور مهمونیه؟

سهون- مهمونی بالماسکه هست و همه نقاب دارن، مهمونی یکی از رفیقامه!

جونگی با صدای بلند گفت:
- گارسون میشه بیاین...
بعد رو به سهون گفت:
- من که مثل همیشه پایه‌ام...مگه میشه همچین مهمونی توپی رو از دست بدم...

سوکی با خستگی گفت:
- متاسفانه من نمی‌تونم بیام، شب داییم اینا خونمون دعوتن!

جونگی با لب و لوچه اویزون به سوکی خیره شد و چیزی نگفت!

شونه ای بالا انداختم و گفتم:
- من که همیشه هستم، اصلا اگه من نباشم مگه به شما خوش میگذره؟؟

جونگی با مسخره بازی گفت:
- همه برید زیر میز الان سقف میریزه...

دهنمو کج کردم و گفتم:
- گمشو بی مزه!

هانا بی توجه به بحث ما گفت:
- وای چقدر گرمه، کاش میشد لباس فُرممو دَرارم !

همون لحظه گارسون اومد و به بحث ما خاتمه داد...


میدونید که مهمونی بالماسکه چیه دیگه? 😐🔪💕
اگه نمیدونید برید سرچ کنید تو گوگل میاره واستون🙄🤞🌨
راستی شرطا :
خب خب خب
لایکاش ۶۰ تا
بازدید ۶۰۰ تا
ممنونم از کامنت های فراوُنتون🙄🤞 خیلی بهم انرژی میدید با این کاراتون😐😕💔
حداقل یه نظری یه چیزی یه کوفت و زهر ماری هم میتونید بگید که🔫😑
بخدا اگه تا امشب شرطاش کامل شد که شد، اگه نشد میام دایرکت تَک تَکِتون و قتل عامتون می کنم 🙄⛓️🧭
تمااااامممم
بایی💕🤍🖤
دیدگاه ها (۱۲)

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

You are mine...⁷+خب الان باید چیکار کنیم؟با لبخند شیطنت امیز...

پارت: 18 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**دخمه‌ی تجهیزاتِ سمعی‌بصری...

مهمونی خطرناکپارت:25ویو اتبابام با اخم به جونگ کوک نگاه میکر...

free from the court (p1)

Forbidden love①⑤چشم‌هام رو باز کردم توی بیمارستان روی تخت در...

Part 16

My Arirang Part ۱۶جونکوک: ( اخم غلیظ) منو نگاه کن جناب فرمان...

KIM V

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط