دلتنگ که شدی،

دلتنگ که شدی،
گلدان کوچک پشت پنجره را ببوس ،
من یک روز که خیلی دلتنگت بودم ،
دلم را انجا خاک کردم...
#معصومه_صابر
#mah🌙 shid☀
دیدگاه ها (۲۸)

رومان روز برفی (پارت6)از زبان ات الان یہ حس عجیب داشتم نمیدو...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

دلم می‌خواست برگردم به همان عصر تابستانی که داشتم توی حیاط و...

رمان سوم پارت شانزدهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚@ ویو راوی ...

چند پارتی

صبح روز بعد، ا.ت وقتی از خواب بیدار شد، یک جعبه کوچک روی میز...

Ten

╭─────────────── ✈️ ───────────────╮✦ پارت ۹۰ | وقتی آت رفت....

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت دوم | صدای پشت در چند ثانیه همان‌جا کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط