{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در این داستان پسر پانزده‌ساله‌ای به طور اتفاقی به دست‌نوش

در این داستان پسر پانزده‌ساله‌ای به طور اتفاقی به دست‌نوشته‌ای از پدرش دست می‌یابد. در حالی که پدرش ۱۱ سال پیش به دلیل ابتلا به بیماری صعب‌العلاجی از دنیا رفته و در آستانه مرگ، نامهٔ دور و درازی برای پسرش از خود به جا گذاشته‌است. به گفته مادرش، بیش‌ترین غم و اندوه پدر در آستانه مرگ این بوده‌است که پیش از آن که بتواند پسرش را بشناسد باید بمیرد. دختر پرتقال گفتگوی فلسفی و شاعرانه بین پدر و پسری است که در دو زمان مختلف زیسته‌اند. پدر ماجرای آشنایی با دختری را به شیوه‌ای جذاب برای پسرش بازگو می‌کند. پسر با خواندن یادداشت‌های پدرش دید جدیدی نسبت به زندگی پیدا می‌کند....
( خیلی قشنگه حتما بخونیدش )
دیدگاه ها (۱)

انجام MRI برای خیلی از کودکان تجربه‌ای ترسناک است فضای بسته،...

لا بریا

p23صدای پسرش هنوز در گوشش بود.اما همین که در عمارت بسته شد، ...

#داستان_شبشخصی به پسرش وصیت کرد که پس از مرگم جوراب کهنه ای ...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

پلنگ سیاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط