{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من بهــایے بیشتـر

من بهــایے بیشتـر

ازسوختــن پرداختــم

از جهـــانے دل بریــدم

باتو امـّا سـاختــــم

مرکــبے جز عشـــق

تاب این هیــاهــو را نداشت

سوے این فرجــام مبهـــم

تابخواهے تــاختــم
دیدگاه ها (۱)

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.3&چشم....روز عروسی بود مهمونا تو س...

part : 3همه چیز عادی بود تا اینکه .... صدای اطراف مبهم شددیگ...

عاشقانه های شبنم

« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » ‌ در زمان‌هایی نه‌چندان دور، ...

دلبر رئیس

پارت چهارم کامیل باورش نمیشد اوه این باعت میشد امروز رابطشون...

#pain#P¹⁰⁰#Season²جونگکوک هم تکون نمیخورد و از تماشای چشمای ...

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "27""ویو نویسنده مامی"فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط