part 2

ویو ا/ت
ا/ت: اوف بالاخره امروز پایان نامه‌مو دادم می‌تونم با مدرکم برم توی شرکت استخدام شم پیش به سوی کار.....
ویو تهیونگ
تهیونگ: باز امروز این منشی کارشو خوب انجام نداد نشد ما یه منشی انتخاب کنیم تو زرد از آب در نیاد چیکار کنم ملت کار بلد نیستند باید به کوک خبر بدم
کوووووووووووک (با صدای بلند)
کوک : چته نصف دنیا فهمیدن صدام می‌کنی باز باید چه گلی به سرم بگیرم...
تهیونگ: نمی‌خواد هیچ گلی به سرت بگیری فقط یه منشی خوب بیار بزار جای این اسکول...
ویو آته
ا/ت : چه شرکت خفنی امیدوارم منو استخدام کنن آخه من هیچ سابقه کاریم ندارم
وارد شرکت شدم عجب شرکتیه انگاری یه فشن شو ولی تو قالب شرکت چقدر اینجا همه باکلاسن...
رفتم جلو یه منشی دیدم خواستم باهاش صحبت کنم....
منشی : پس تو را قراره بیارن جای من آره 😒😤 بیا دنبالم
ا/ت : وا چش بود به هر حال رفتم دنبالش... وارد یه دفتر شد درو که باز کرد از تعجب شاخ درآوردم اون........نههههه

ادامه دارد
دیدگاه ها (۳)

سرنوشت پارت (۱۲)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

معرفی اولین فیکمون

رمان : رفتار سرد

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط