عضو افتخاری پارت ۴۵

#عضو_افتخاری
#پارت_45

💫💫💫💫💫💫💫💫💫💫
💖سوزی💖

خیلی زود دوماه از رفتنم به کره گذشت دارم تلاش میکنم داراییمو جمع کنم یه جا و تشکیلاتو منتقل کنم کره
تو این دوماه با تهیونگ در ارتباط بودم و باهم چت کردیم و زنگ زدیم هرچیه از هیچی بهتره بازم خوبه صداشو میشنوم

کارام تموم شد از اتاقم اومدم بیرونو رفتم سمت منشی و یه سری کارا رو بهش سپردم و رفتم پارکینگ سوار ماشین شدم حرکت کردم سمت خونه

هووف خیلی خستم فشار زیاده و من دست تنهام و کسیو ندارم
تنهایی بده خیلیم بده

کلیدو چرخوندم تو قفل در و درو باز کردم با دیدن صحنه روبه روم با بهت و به شخص روبه‌روم نگاه کردم

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

P9 . PRISAN MAFIA.

چند پارتی (درخواستی)

عشق منP5۳مچ دستمو از دستش کشیدمو رفتم سمت اتاقی که دخلش بودم...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو میکا_____چشمم رفت...

رمان جونگکوک

چند پارتی

The Queen of My Heart ❤️👑پارت ۴۵ویو لیاـبالاخره جلوی خونه رس...

Enemys Embrsce [ part 38 ]

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط