{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تومَلَک بودی وفردوسِ دلم جایت بود

تومَلَک بودی وفردوسِ دلم جایت بود
سیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ پایت بود

قلبِ من برده‌یِ فرعونِ دوچشمانت شد
نبضِ من شرطیِ آهنگِ قدم‌هایت بود

روزگاری‌که مرا عشقِ خودت می‌خواندی
باورِ بندگی‌ام آیه‌یِ لب‌هایت بود

آمدی زلزله در کشورِ جانم افتاد
عاملِ زلزله در،رانشِ موهایت بود

اینک اما پس از آن عاشقیِ بی‌حاصل
خاطرم هست که بامن همه دعوایت بود!

رفتی و دربه‌دری سهمِ شب و روزم شد
آخرای جان!دل من بنده‌ وشیدایت بود

هرگز ازلوحِ وجودم نرودیادت، چون
حلقه‌یِ وصل به بالا، قدِ رعنایت بود
دیدگاه ها (۲)

از سر ذوق تو من شعر به هم می بافممعذرت خواهم اگر بهر تو ک...

من را به گناهی که نگاه تو درآن بودبردند سر دار و .....تو انگ...

.امشب‌ بیا که‌ تشنه ی یک همنشینی‌ام‌دیگر امید نیست‌ که‌ فردا...

ﻣﻦ ﭘﺮ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻢ، ﺗﻮﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩﺕ ﻧﯿﺴﺖﻣﻦ ﻫﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺩﻝ ﺑﺴﺖ، ...

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بود سیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ...

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بودسیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ ...

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بودسیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ ...

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بودسیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ ...

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بودسیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ ...

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بودسیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ ...

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بودسیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ ...

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بودسیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ ...

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بودسیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ ...

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بود سیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط