{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بود

تو مَلَک بودی و فردوسِ دلم جایت بود
سیبِ مغرورِ دلم خاکِ کفِ پایت بود

قلبِ من برده‌یِ فرعونِ دوچشمانت شد
نبضِ من شرطیِ آهنگِ قدم‌هایت بود

روزگاری‌که مرا عشقِ خودت می‌خواندی
باورِ بندگی‌ام آیه‌یِ لب‌هایت بود

آمدی زلزله در کشورِ جانم افتاد
عاملِ زلزله در رانشِ موهایت بود

اینک اما پس از آن عاشقیِ بی‌حاصل
خاطرم هست که با من همه دعوایت بود!

رفتی و دربه‌دری سهمِ شب و روزم شد
آخر ای جان! دل من بنده‌ و شیدایت بود

هرگز از لوحِ وجودم نرود یادت، چون
حلقه‌یِ وصل به بالا، قدِ رعنایت بود...

#خاصترین
دیدگاه ها (۰)

༅࿇༅═════════گر هم آغوشت شوم روزی _ معطّر می شوم وای اگر روزی...

شده‌ طالب بشوی بوسه ولی او ندهد؟شده صد بار تو خواهش بکنی، رو...

شوق من چندین برابر می شود با دیدنتوای من دیوانه ام دیوانه ی...

بازهم عشق کشیده است دلم راسوییچشم واکردم و دیدم که تو رو در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط