سفید و سیاه🤍🖤

سفید و سیاه🤍🖤

# قسمت ۳۴: «دعوای کوچیک» 🤍🖤

آتسوشی و آکوتاگاوا سر یه چیز کوچیک دعواشون شده. آتسوشی با اخم روی مبل نشسته، پشتشو کرده به آکوتاگاوا.

سکوت سنگین.

چند دقیقه بعد یه چیزی کنارش گذاشته میشه. برمیگرده. یه فنجون چای گرمه.

آکوتاگاوا برگشته سر جاش، انگار نه انگار.

آتسوشی به فنجون نگاه می‌کنه، بعد به آکوتاگاوا. بلند میشه و میره پشتش وایمیسته. آروم دستاشو دور گردنش حلقه می‌کنه و گونه‌شو میذاره روی سرش.

**آتسوشی:** *(زیر لب)* ببخشید.

**آکوتاگاوا:** *(بعد از مکث)* منم.

آتسوشی محکم‌تر بغلش می‌کنه. آکوتاگاوا دستشو میذاره روی دست آتسوشی.

**آتسوشی:** *(آروم)* ریونوسوکه... دوستت دارم. حتی وقتی دعوا می‌کنیم.

**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* منم. همیشه.

**پایان قسمت ۳۴** 🤍🖤
دیدگاه ها (۱۳)

#𝓟𝓪𝓻𝓽_۹وسوسه عشق 🥀☘صبح ساعت ۰۷:۰۳اکوتاگاوا بیدار شد و دید که...

دوش گرفتن همیشه حال آدمو خوب می‌کنه، بچه ها بعضی وقتا انگار ...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

dark life = ۳۷

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

نصف عمرم؟...چرا فقط نصفش،پرنسس؟چرا کُلِش رو نمیخوای؟...نور م...

پارت ۶۲

### سناریو BTS 💜وقتی بهشون میگی: «ددی، میشه بغلم کنی؟» (در ح...

جوراب شلواری تتویی ایتالیانا مدل Kleopatra

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط