#زیباترین_عشق

#زیباترین_عشق
#پارت_90
صبح روز بعد
نیکا _خودمو تکون دادم از 8 صب با دیانا بیدار شدیم مامان بزرگ دیانا هم ک کلا رفته بود بیرون خونه راحت بودیم مامان و بابای دیانا ها برای خرید لباس بیرون خونه بودن منو دیانا هم داشتیم میده ها و شکلات و شیرینی هارو مرتب میکردین و خونه رو تمیز البته با مسخره بازی قر میدادیم و خونه رو سرمون گذاشته بودیم ک در زده شد
دیانا آهنگو قط کردو رفت سمت در
دیانا_درو باز کردم رفتم جلو در
ارسلان_سلام عروس خانم
دیانا _عههه ارسسلللااان
ارسلان آروم آروم اومد جلو تا ک چسبیدم ب دیوار یکم نگام کردو ب لبم رسید همینکه میخواست لباشو رو لبام بزاره نیکا اومد
ارسلان و هل دادم عقب ارسلان خنده خجالتی زد نیکا داشت میترکی از خنده زمین ترک خورد از خنده هاش
منم ک با موهام بازی می‌کردم
نیکا _منم برم راحت باشین 🤣🤣🤣
دیانا _نیکا ک رفت ارسلان اومد جلوم و بوسه ای رو لبم زد و گفت امشب میام دختر ببرم
دیانا _من دختریم ک تا ندارم
صورتی دارم ماه نوره از خوشگلی تا ندارم ب کس کسون هم باج نمیدم ب همه کسون باج نمیدم ب کسی میدم ک مرد باشه پیهن تنش عطلس باشه
ارسلان _من همه کسونم؟
دیانا _معلومه ک نه
ارسلان_😘😘😘😘 دیانا قبول می‌کنی با من ک کس کسون نیستم
باشی و بشی تمام حیاتم؟
دیانا _اِوِت گوزل اقول
(اره پسر خوشگل)
دیدگاه ها (۰)

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات #part4خندیدم_خب پس پاشو بیا تو تا بچت...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 221♡⁠。⁠)⁩جونگکو...

وقتی دوست صمیمیشی دوست دختر داشت ولی یه روز .. . اون کوک بود...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

part 2در رو باز کردم که با قیافه خندان و پر انرژی کوکی مواجه...

قفسِ طلایی (Golden Cage)P.1ا.ت:کوکیییکوک:جانم پیشی کوچولوی د...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط