من فاحشه نیستم (پارت ۶)

کسی نبود جز لی اوک وو
قبول کرد و برنامه رو چید واسه جمعه شب
به مامان و باباش گفت میره فروشگاا کار کنه ولی بجاش رفت خونه لی اوک وو
ویو ا/ت :
اوففف چرا هرچی در میزنم کسی درو باز نمیکنه
ک یهو پسری با موهای فرفری دندان های سفید و موهای قهوه ای درو باز کرد و گف:
ببخشید خانم ا/ت هستین؟
ا/ت گف :
بله خودم هستم
اوک وو ا/ت رو ب اتاقش برد
اوک وو : همینجا بشین تا بیام
ویو ا/ت : چن دیقه ای میشد ک‌ نیومده بود
ینی چی شده بود؟
یهو در باز شد و اوک وو اومد تو اتاق
اوک وو : ببین من بار ادامه و فقط از سر کنجکاوی میخوام امتحانش کنم
ا/ت : آها. ظاهرا ک توعم خرپولی
خببب منم بار اولمه
اوک وو : شتتت ینی باکره ای؟
ا/ت : اوم آره
اوک وو : خب دیگه قرار نیست باشی...
دیدگاه ها (۵)

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part هیجان داشتم... دل...

فیک تهیونگ عشق اجبار

p3 Only Patient

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 :: part³: ...

پآرت¹⁴... نوا: یونگی باز نمیشه!یونگی به زور سعی میکرد درو با...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕 021"""""""""""""""""""""""""""""""...

#Thelast_Two#Hyunlixxولی یهو یه زن که بهش می‌خورد امگا باشه ...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط