{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک اسلامی تندرو

یک اسلامی تندرو

مردی در پارک مرکزی نیویورک مشغول گردش است. ناگهان می بیند دختر کوچکی مورد حمله یک سگ بولداگ قرار گرفته است. مرد به شتاب بسوی سگ می دود. او موفق می شود سگ را بکشد و جان دختر را نجات دهد. پلیسی که مشغول تماشای این صحنه بود بسوی او می رود و می گوید: شما یک قهرمان هستید, شما فردا می توانید در تمام روزنامه ها بخوانید (یک مرد شجاع نیویورکی جان یک دختر بچه را نجات داد.) مرد میگوید: اما من نیویورکی نیستم. پلیس می گوید: اوه پس در روزنامه های فردا صبح می خوانید (یک آمریکایی شجاع جان یک دختر بچه را نجات داد.) مرد می گوید: ولی من آمریکایی نیستم. پلیس می گوید: آه پس شما اهل کجا هستید؟ مرد می گوید: من ایرانی هستم. روز بعد روزنامه ها می نویسند: یک اسلامی تندرو یک سگ بی گناه آمریکایی را کشت.
دیدگاه ها (۴)

تو را غایب نامیده اند، چون ظاهر نیستی، نه اینکه حاضر نباشی.غ...

خورجین شخصی را دزدیدند.‏مردمان بگفتند:‏سوره یاسین بخوان که آ...

آورده اند که روزی یکی از بزرگان به سفر حج می رفت . نامش عبد ...

یک روز یک مرد انگلیسی از یک شیخ مسلمان پرسید:«چرا در اسلام ز...

روزنامه زمان، چاپ ترکیه در ۱۸ دی ۹۳ یعنی اوایل خیزش داعش برا...

part:21

🔺 سرلشکر وحیدی: تداوم حضور آگاهانه در تمام عرصه‌های حساس ملی...

💠متن نامه پدرانه و بسیار محبت آمیز حجت الاسلام قرائتی به دخت...

دیدار با تو (ادامه پارت ۱)

یک اسلامی تندرو مردی در پارک مرکزی نیویورک مشغول گردش است. ...

مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط