🍁

🍁
پاییز کوتاه است جانم
مهرش رفت، آبان هم رفت...
و یک آذر بیشتر نمانده
جیب‌های لباسم را
برای دست‌های تو بزرگ دوخته ام!
از من گفتن
چندوقت دیگر صدای خش‌خش برگ‌ها میخوابد
هنوز هم قصد برگشتن نداری؟
🍁
📷
دیدگاه ها (۱)

فصل اول | مدرسه آویدقسمت دوم | حیاط آوید

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۱:به...

part : 4تشخیص دادنش سخت بود ، چشمامو مالیدم و دوباره با دقتِ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌73نینا بی‌حرکت ایستاد.دست‌هاش ناخودآگاه ...

lost leaves/رمان جیمین

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

پارت ۱۳: بهایِ پیروزیصدای شلیک مثل پتک توی مغزِ ا.ت کوبیده ش...

چند پارتی بازی ممنوع

پارت: 7 (بخش1) **زاویه دید: زین**عمارت استون همیشه بوی خاصی ...

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط