وقتی بین بچه هاش فرق میزاشت...

وقتی بین بچه هاش فرق میزاشت...
#درخواستی

ویو ا.ت

سلام من جئون ا.ت هستم و ۸ ساله با جونگکوک ازدواج کردم ما دوتا بچه کیوت و خوشگل داریم جئون سنا(دختره) و جئون دال(پسر) جونگکوک دال و بیشتر دوست داره و سنا کمتر توجه میکنه سنا از این موضوع خیلی ناراحته دلم براش میسوزه چندبارم با جونگکوک در مورد این موضوع حرف زدم اما گوش نمیده و کار خودشو میکنه امروز تولدشونه اخه اونا دوقلوعن کیوتام امروز ۷ سالشون میشه امروز جونگکوک زودتر میومد خونه که بریم برای تولدشون خرید کنیم

جونگکوک:سلام چاگیا

ا.ت:سلام جونگکوکی(رفت بغلش کرد)

جونگکوک:ا.ت حاضری بریم خرید

ا.ت:اره بریم

(رفتن سوار ماشین شدن)

ا.ت:میگم جونگکوک

جونگکوک:چیشده

ا.ت:برای سنا هم کادو بگیریم

جونگکوک:نه

ا.ت:عه جونگکوک چرا اون دخترته

جونگکوک:خب باشه نباید لوسش کنیم

ا.ت:اگه اینجوریه نباید برای دال ام چیزی بخریم

جونگکوک:ا.ت لطفا دوباره این بحث و وسط نکش

ا‌.ت:میدونی چیه اگه می خوای بین بچه هات فرق بزاری من با تو هیجا نمیام

جونگکوک:باشه باشه یچی براش میگرم(عصبی)


ا.ت:از این به بعدم با سنا درست رفتار میکنی وگرنه دیگه هیچوقت باهات حرف نمیزنم


جونگکوک:ولم کن ا.ت


ا‌.ت:من حرفمو زدم


جونگکوک:پوفففف باشه(عصبی)

ا.ت:وای خدا چه عروسک کیوتی برا سنا بگیریم خیلی عروسک دوست داره

جونگکوک:نه


ا.ت :جونگکوک


جونگکوک:ا‌.ت داری لوسش‌میکنی

ا.ت:یا بدای سنا چیزی میخری یا‌ برای دال ام چیزی نمیگیری

جونگکوک:دال فرق داره


ا‌.ت:چه فرقی مثلا.... اون پسره همین


جونگکوک:حب دیگه اینم یه ......

ا.ت:جونگکوک(عصبی)

جونگکوک:باشه هرچی می خوای براش بگیر

ا.ت:اقا لطفا این عروسک و اومممممم برا دال چی بگیریم ماشین؟


جونگکوک:اره یه ماشین و استخر توپ

ا.ت:باشه پس بزار واسه سنا هم سرسره بگیریم

جونگکوک:ابی بگیر

ا.ت:من رنگ مورد علاقه هردشونو میگیرم استخر توپ ابی سرسره صورتی


جونگکوک:نه اصلا نمیگیرم

ا.ت:نمیگیری باشه اقا لطفا این عروسک و این ماشین و حساب کنید.......ممنونم

جونگکوک:ا.ت وایسا استخر توپ چی

ا.ت:(سکوت)

جونگکوک:ا.ت قهری


ا.ت:(سکوت)


جونگکوک:باشه بلشه بیا هرچی تو بگی


ا.ت:حالا شد رفتیم خونه هم بینشون فرق نمیزاری تو الان ۷ ساله داری به سنا بی محلی میکنی دیگه باید تمومش کنی


جونگکوک:خیل خبببب

ا.ت:این از کادوهاشون بیا بریم لباسم براشون بگیریم

جونگکوک:برای دال


ا.ت:وایییی خدا برای هردوشون

جونگکوک:پوفففف باشه

ا.ت:ای خدااا چقدر کیوته برای دال نه خیلی خوشتیپ میشه


جونگکوک:اره بگیر

ا.ت:اینم برای پرنسسم

جونگکوک:زشته

ا.ت:اگه برای دال بود خوشگل بود نه جونگکوک دوباره شروع نکن

جونگکوک:زود حسابشون کن😒

ا.ت:بریم کیک بگیریم...
دیدگاه ها (۲۵)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

سناریو خط قرمز پارت ۳

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

سناریو ران پارت یک

معرفی اولین فیکمون

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط