عاقبت شوم قاتلان حضرت امام حسین (ع) و یارانشان (2):

پارت قبلی: https://wisgoon.com/p/U16E7NTH8V


(در ادامه سرنوشت عبیدالله بن زیاد)
پس از موفقیت قیام، مختار تصمیم به مجازات قاتلانی که در کوفه اقامت داشتند گرفت. مختار فرمان داد که قاتلان امام حسین (ع) را تعقیب کنید و زیر نظر بگیرید.
پس از آن که مختار از شورشیان کوفه آسوده خاطر شد و آنان را سر جای خود نشانید، سردار خود «ابراهیم بن مالک اشتر» را مأمور جنگ با عبیدالله بن زیاد نمود.
مختار سپاهی را به فرماندهی ابراهیم بن مالک اشتر به سمت شام فرستاد و در تاریخ 10 محرم سال 67 هجری قمری، جنگی در منطقه شرق موصل که «خازر» نام داشت بین سپاه ابراهیم و ابن زیاد رخ داد و به همین جهت این نبرد در منابع تاریخی نبرد خازر نام دارد.

روایت شده در حین جنگ ابراهیم اشتر شخصاً ابن زیاد را در نظر داشت و صف‌ها را می‌شکافت تا خود را به او برساند. ابن زیاد غرق در سلاح، با نیزه‌اش به هر طرف حمله می‌برد. ناگهان ابراهیم، خود را در مقابل ابن زیاد دید و چون عقابی شکاری به او حمله برد و شمشیر خود را آنچنان محکم بر کمر او فرود آورد که تاریخ می‌نویسد: «ابن زیاد جلوی اسبش غلتید و همانند گاوی که سرش را بریده باشند، صدا می‌کرد!
بدن او دو نیم شد؛ قسمت بالای بدن او به یک طرف و قسمت پایین بدنش به طرف دیگر پرتاب شد و ابراهیم فریاد زد: «ابن زیاد را کشتم.»

3. عمر بن سعد:
او فرمانده سپاه عبیدالله بن زیاد در نبرد کربلا بود. عبیدالله بن زیاد او را با وعده حکومت بر ری فریفت تا به جنگ با امام حسین (ع) برود؛ اما پس از نبرد کربلا هیچکاه ملک ری به او نرسید و خانه‌نشین شد. درباره کشته شدن او دو روایت مختلف آمده که معروف‌ترینش را اینجا ذکر می‌کنیم:

پس از قیام مختار، او پیش از اینکه دستگیر شود پیش مختار آمد و با پادرمیانی شخصی به نام «عبدالله بن جعده مخزومی» امان‌نامه گرفت و مختار که هنوز فرصت دستگیری و کشتن او را نداشت در ازای شروطی امان‌نامه داد. اما محمد حنفیه (ع) به مختار اعتراض کرد که چرا باقی قاتلان امام حسین (ع) را کشته اما او را امان داده، پس مختار بهانه‌ای جور کرد و با این بهانه که عمر بن سعد شروطی از امان‌نامه را نقض کرده، به «عبدالله بن کامل شاکری» فرمانده خود دستور داد که او را در خانه‌اش دستگیر کرده و بکشند و سرش را بیاورند. مختار سر عمر سعد را برای محمد حنفیه (ع) که در مدینه بود فرستاد.

4. شمر بن ذی‌الجوشن:
جنایتکار شماره یک کربلا. او اول توانست از چنگ مختار بگریزد اما مختار دستور داد که او را هر کجا رفته است پیدا کنند و بـه سزای اعمال ننگینش برسانند. شمر در ماجرای شورش کوفه بر ضدّ مختار از عاملان اصلی بود.

مسلم ضبائی که هم‌قبیله شمر بود می‌گوید: «ما فرار کردیم و خود را به محلی در مسیر کوفه و بصره رساندیم و در نزدیکی آن محل، دهکده کوچکی به نام کلتانیّه در حوالی سواحل فرات قرار داشت. ما در کنار تپه‌ای مخفی شدیم که جای ما توسط یک روستایی لو رفت. شب هنگام بود که مأموران مختار ما را محاصره کردند. ما حتی فرصت سوارشدن بر اسب را نیافتیم. درگیری شدیدی رخ داد. ساعتی بعد صدای الله اکبر شنیدم و کسی فریاد زد خداوند، خبیثی را کشت.

شیخ طوسی(ره) می‌نویسد: «شمر را دستگیر کردند و نزد مختار آوردند. مختار دستور داد گردن او را زدند و جسدش را در دیگ روغن جوشیده انداختند و یکی از یاران مختار با پای خود سر شمر را لگد می‌کرد.»

روایت شده مختار تا نگاهش به سر بریده شمر افتاد، سجده شکر به جای آورد و دستور داد آن سر را بالای نیزه کنند و مقابل مسجد جامع شهر در معرض دید مردم قرار دهند تا موجب عبرت همگان باشد.

.....

تا اینجا سرنوشت عاملان اصلی شهادت حضرت به صورت کامل و مفصل گفته شد؛ اما از این به بعد به صورت خلاصه نقل می‌شود.

5. عمرو بن حجاج زبیدی:
او از بزرگان کوفه و از کسانی بود که نامه دعوت برای امام حسین (ع) فرستاده بود. وی با پانصد نفر، مامور بستن آب بر روی امام و اهل بیت ایشان بود. او پس از شکست شورش کوفه برعلیه مختار، از ترس به سوی شراف و واقصه فرار کرد و دیگر اثری از او مشاهده نشد.


#afhu
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

⚠️ کانال‌های حامی دکتر #قالیباف روی تصاویر ایشون صدای جناب م...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

بشارت از درگیری ایران و اسرائیل قبل از ظهور

‼️ #تاریخ بدجور قضاوت خواهد کرد!✍ حتی تصوّرش نیز #شرم دارد ک...

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش اول)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :توجه به کثرت این گونه ...

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط