وقتی مدل بودی و جیمین رئیست ❤️‍🩹

وقتی مدل بودی و جیمین رئیست ❤️‍🩹


پارت ۲۲🌊


وبعد خداحافظی کردن....

ویو ات....
وقتی با ویکتور خداحافظی کردم نگاهایی رو روی خودم حس کردم وقتی دور و ورمو نگاه کردم دیدم ارباب داره نگام میکنه وقتی باهم چشم تو چشم شدیم....

_چیزه میگم چیزی رو صورتمه
×نه نه هیچی
_هممممم

ورفتم تا یکم حموم کنم....


ویو جیمین موقع حرف زدن ات با گوشی....
داشتم با گوشیم کار میکردم که دیدم جونگکوک پیام داده همه ی پیام رو خوندم.....نه نه این امکان نداره که ات باشه که صدای دوستش رو از پشت گوشی شنیدم که میگه اتتتتتتت نه نه......

ویو ات....
رفتم یه دوش درست و حسابی گرفتم و برگشتم که دیدم ارباب به یه جا خیرس این امروز چشه اصن به من چه.....

۳ ساعت بعد....
(اینا رفتم کاراشونو بکنن ات اشپزی و جیمین بیرون از خونه بود)

ویو جیمین....
از وقتی فهمیدم اته همون عشق بچگیام واقعا دنیا رو سرم خراب شد دلم میخواد برم از ته دلم ازش معذرت خواهی کنم ولی اونکه همیشه منو ماسک دیده و چهرم رو نمیشناسه چیکار کنم چجوری بهش بفهمونم...تصمیم گرفتم که بهش بگم که بریم باغ چون اونجا یه جشن برای مافیاها برگزار میشه اونم امشب آره همینه....

ویو ات....

خب سیلام شوما خوبین اینم پارت جدید جیمین فهمید این الاغ اته و در پارت های بعد قراره اتفاقای گیلی گیلی بیوفته بوس...
لایک کامنت فالور نزارین نمیزارم هااااااا 🔪🫶🏻

yona_park
دیدگاه ها (۲۱)

ازدواج اجباری

مربی موتور سوار

#برادر ناتنی من

𓆩 پارت ۴۵ 𓆪 🖤🥀مرد پوشه‌ای روی میز انداخت.مرد: پدر ات به دست ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پارت اول ویو لیا سلام من لیا هستم یه سال هست که با جیمین ازد...

bts

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

به زیباییه مشکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط