شبها به سرم سایه‌ی مهتاب ندارم

شبها به سرم سایه‌ی مهتاب ندارم
درگیر خیال توام و خواب ندارم

از عکس منِ عاشق دلخسته بخوانید
بی‌خود ز خودم، حوصله‌ی قاب ندارم

آنقدر که درگیررتوام، شب به خیالم
در خویش اسیرم من و اعصاب ندارم

دریای نگاه تو مرا برده ز خویشم
آزاده‌ام و طاقت مرداب ندارم

صد بار تو پرسیدی و گفتم به تو ای گل
من شاعرم اما غزل ناب ندارم

💞 💞 💞 😍 😍 😍 😍 😍
دیدگاه ها (۱۴)

دریای نگاه تو مرا برده ز خویشم آزاده‌ام و طاقت مرداب ندارم

چندیست که در دام نگاه تو اسیرمدرگیر زمستانم و دلبسته ی تیرمه...

برگرد که من تاب دل تنگ ندارمبا حرف بیا حوصله ی جنگ ندارمخیلی...

برگرد که من تاب دل تنگ ندارمبا حرف بیا حوصله ی جنگ ندارمخیلی...

برگرد که من تاب دل تنگ ندارم با حرف بیا حوصله ی جنگ ندارم خ...

برگرد که من تاب دل تنگ ندارمبا حرف بیا حوصله ی غم ندارمخیلی ...

برگرد که من تاب دل تنگ ندارمبا حرف بیا حوصله ی جنگ ندارمخیلی...

برگرد که من تاب دل تنگ ندارمبا حرف بیا حوصله ی جنگ ندارمخیلی...

ماهِ روی تو که بر چهره ی مهتــاب نشست عشق همراهِ غــزل بر دل...

ماهِ روی تو که بر چهره ی مهتــاب نشست عشق همراهِ غــزل بر دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط