{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دریای نگاه تو مرا برده ز خویشم

دریای نگاه تو مرا برده ز خویشم
آزاده‌ام و طاقت مرداب ندارم
دیدگاه ها (۱)

صد بار تو پرسیدی و گفتم به تو ای گل من شاعرم اما غزل ناب ندا...

آنقدر که درگیررتوام، شب به خیالم در خویش اسیرم من و اعصاب ند...

آقاجان من طاقت دیدن تو را روی بستر ندارم تابوت ؟ 😭

من دیگه طاقت اشک های تو رو ندارم سلطان یعنی امشب چی میشه

#غمگین#دلتنگیتو رفتی..اما بعد توهرگز نکردم...زندگیمن.. طاقت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط