{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگرد که من تاب دل تنگ ندارم

برگرد که من تاب دل تنگ ندارم
با حرف بیا حوصله ی جنگ ندارم

خیلی به سکوت دل خود کرده ام عادت
اعصاب سه تار و دف و آهنگ ندارم

درگیر توام منزجر از فلسفه و درک
بگذار بگویند که فرهنگ ندارم

از خانه ی تو فاصله یک متر زیاد است
خب حق بده من طاقت فرسنگ ندارم

باید تو بیایی و بمانی که نمیرم
برعکس تو من جای دلم سنگ ندارم
دیدگاه ها (۴)

نمی دانم تو را امشب بِه دِل مهمان کنم یا نه؟همه درد وغم ِخود...

خانه ےقلبم خراب از یکّه تازے هاے توستعشق بازے کن که وقت عشق ...

تو صفای روز گاران منینکند روزی دلم را بشکنیتا ترا دارم کنم ش...

مردی در ساحل...[پارت دوم]ات چند دقیقه‌ی دیگر کنار یونگی ایست...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁸صبح...جونگ‌سو با پاکتی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط