{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگرد که من تاب دل تنگ ندارم

برگرد که من تاب دل تنگ ندارم
با حرف بیا حوصله ی جنگ ندارم

خیلی به سکوت دل خود کرده ام عادت
اعصاب سه تار و دف و آهنگ ندارم

درگیر توام منزجر از فلسفه و درک
بگذار بگویند که فرهنگ ندارم

از خانه ی تو فاصله یک متر زیاد است
خب حق بده من طاقت فرسنگ ندارم

باید تو بیایی و بمانی که نمیرم
برعکس تو من جای دلم سنگ ندارم
دیدگاه ها (۲)

مستِ روزی هستم ای جانا که بر دامَت شَوَمدر کنارت مِی بنوشـــ...

‌ به آغوش تومحتاجم،پناه لحظه هایم شوچوابری پرزبارانم،رفیق گر...

شوقی به جهانم نیست،دیدی که چها کردیحرفی به زبانم نیست،عمرم ب...

ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﻧﮕﺎﺗﻮ ، ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﺗﻮ ، ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﯿﺎﯼ ﻗﻠﺒﻢ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﻣ...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁸صبح...جونگ‌سو با پاکتی د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط