{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رز زخمی

رز زخمی
پارت۵

پس تصمیم گرفت تا از راه دیگه وارد بشه ینی رابطه، اون دلش می‌خواست تن عشق کوچولوش لمس کنه.
پس قدم هاشو بهش نزدیکتر کرد و .....
(پایان فلش بک)
(ها چیه خورد تو ذوقتون من به این زودیا اسمات نمیکنم)
تق تق(صدای در)
رز:کیه.
تهیونگ:جز من کی میتونه باشه پرنسس(نیشخند)
رز:عوضی.
تهیونگ:او فکر نکن این رفتار با ددیت خوب باشه اگه دوباره بخوای اینطوری رفتار کنی مطمعنا سخت تنبیه میشی.
(از زبان رز)
وقتی ۱۰ سالم بود که بابا منو با این تهیونگ عوضی فرستاد فرانسه تا اونجا بتونم بهتر درس بخونم ولی نمی‌دونست برادرش به تک دخترش تجاوز کرده. اگه بابابزرگ بفهمه سر به تنش نمیزاره چون اون منو خیلی دوست داره و اصلا دلش نمیخواد اتفاقی برام بیوفته.
(فلش بک)
(از زبان رز)
اون داره نزدیکم میشه امد نشست روبه روم و گفت
تهیونگ:دلم نمیخواد تن قشنگت کبود بشه پس باهام راه بیا دختر کوچولو(نیشخند)
من درحال گریه اون داشت لباسام رو در میاورد اون موقع فقط سه روز بود که آمده بودیم پاریس میتونست هر کاری که میخواد باهام بکنه چون دیگه کسب اینجا نبود که بخوام جیغ بزنم که نجاتم بده.
رز:لطفا این کارو نکن عمو.
تهیونگ:خانوم موشه من دوست دارم.

هرکی اسماتش میخواد بیاد پیوی😑
دیدگاه ها (۲۰)

فیک تهکوک وارث زار

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

ازدواج از اجبارChapter:2P:1"الیزابت"+س...و..‌هو(ترس)×جونم پر...

intertwined fate of two enemies-part 18

My uncle 2(part 1)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

تک پارتیاز:تهیونگوقتی باهم قهر بودیدات و تهیونگ باهم قهرن چر...

اسیر مافیا پارت⁸یونگی از اتاق‌ اومد بیرون دلش حال عجیبی داشت...

تک پارتی (چه عرض کنم چندپارتی)غمگین:وقتی تصادف میکنید و تو.....

وقتی پدرخوانده ات بود❤️پارت ۱ویو میچا:از وقتی دو سالم بود کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط