{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج از اجبار

ازدواج از اجبار
Chapter:2
P:1
"الیزابت"
+س...و..‌هو(ترس)
×جونم پرنسسم؟
+چرا منو اوردی انجا؟
×الما دستور داره
+آلما؟؟
×اره گفت بیارمت پیش خودم دلتنگیم تمام بشه
+برو گمشو‌من خودم شوهر دارم
×هه شوهری که خیانت کرده بهت؟
+چ.‌...چی؟؟
×همون که شنیدی
+واقعا انتظار نداشتم میگم یک کاری بگم انجام میدی؟
×بگو بیب
+میخوام از تهیونگ جدا بشم(هعی💔🫠)
×خوبه
+و میخوام عین قدیم که‌مال تو بودم مال تو بشم(هعی زیاد تررر💔🫠)
×درست شندیم میخوای برگردی پیشم؟
+اله اله ددی(اووققققق😑)
×عه عه کاری نکن همین الان به فا*کت بدم
+دستمو باز کن دیگه
×چشم
دستمو باز کرد رفتم جلوش
"ویو تهیونگ"
همیشه آلما حالم رو خوب میکرد امروز میرم الیزایت رو از خونم صبر نداشتم
_بلند الما بریم خونه اون یک دونه بچه رو کنم 2 تا بچه
÷چشم
بلند شدیم ولی به یک چیزی یادم اومد
_الما من یک بار کردمت تو چطوری حامله شدی؟
÷اون 16 بارت بود
_چیی؟؟
÷تو اداره که مست میکردی مجبور بودی یکی رو کنی و من رو میکردی
_عااا...مهم نیست
"ویو کوک"
واییی خسته شدم بزار برم پیش تهیونگ
تق تق(کیا یادشونه؟🤣)
جواب نداد دوباره در زدم
تق تق
جواب بده دیگه رفتم دیدم الما هم نیست کجان این دونفر در باز کردم که.....
که کرم درون ویلیام شکوفا شد😂🎀
دیر شد میدونم ببخشید و یک پارت با معرفی گزاشتم میخوام 2 پارت میزارم از این به بعد دوستن دارم شرط ها رو زود برسونین شاید شایدددد 4 تا بزارم و شرط معرفی هم برسونین
"شرط"
"فالو:5"
"لایک:30"
"بازنشر:25"
دیدگاه ها (۲)

Chapter:2فصل ۲P:0شخصیت های اصلی:تهیونگ،آلما،الیزابتشخصیت های...

سلامممخببببتو ویس یک هیتر پیدا کردم🤣وای عالی خودم ریدم بهش گ...

اجباری ازدواجP:15"ویو الما"فهمیدم که تهیونگ با الیزابت دیشب ...

اجباری ازدواجP:11"ویو کوک"یک چیزی خورد به شیشه ماشین شیشه رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط