یک دوربین عکاسی یاشیکا داشتیم که سوغات مکه بود. حلقه های

یک دوربین عکاسی یاشیکا داشتیم که سوغات مکه بود. حلقه های فیلم ۱۲ تایی یا دیگه نوع لاکچریش ، ۲۴ تایی و خیلی خیلی لاکچریش ۳۶ تایی می خریدیم .
از تکرار خبری نبود.
نمیدونستیم خاطره ای که ثبتش کردیم سیاه چاپ میشه یا نه؟
چشم مون بسته یا چپ نمیافته؟
باید منتظر می شدیم تااااااا....... تا چندماه بعد که حلقه پر بشه.ببریمش عکاسی در بیاره حلقه رو .
بعد هر چند هفته یه بار که تعدادشون زیاد میشه ببره شهر و ده دوازده روز بعد از اون روز که فرستاده، عکسها بیان.
دیگه چی می گذشت به ما تو این مدت...بماند!
عکسها که می رسید اگر خیلی شانس آورده بودیم تمام عکسها چاپ شده بودند وگرنه بیشتر وقتها از ۲۴ تا یک هفت هشت تایی نور خورده بودند و خراب شده بودند.

ما نسل انتظار و صبریم !
دیدگاه ها (۰)

یک دوربین عکاسی یاشیکا داشتیم که سوغات مکه بود. حلقه های فیل...

هیچ چیز مثل عکس، خاطراتت را قلقلک نمیدهد. حتی عکسهای امروز ک...

عشق جدیدم مافیا Part 36

فیک چند پارتی جونگ کوکوقتی ماشین میاد از رو سگ کوچولوت کاسپِ...

وانشات ته سکوت نیمه شب (گرگینه)(پارت۸)

فیک جیمین ( زندگی من) پارت 5

🩸سلطنت بی پایان پارت 28🩸چند تا کت شلوار پوشیدن آخر یه کیشو پ...

morning bitter

سکوت پیستPart:⁷⁹وقتی لبخندمو دید بدون حرکت زل زد بهمبا اون د...

پرنسس سرخ Part_12چشم چرخوندم و دیدم تو یه سبد خوابیده و روش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط