{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها بودمـ

تنها بودمـ

اومدے

بهم گفتے دوستم دارے!

فڪ میکردمـ دروغہ

بهمـ ثابتـ کردے!

وارد زندگیمـ شدے

دوستـ داشتم و دوسم داشتے

عاشقتـ شدم دنیامـ شدے نفسم شدے

آقام شدے پادشاهمـ شدے

با اومدنتـ زندگیمـ پر از عشقـ شد

خندهاتـ اخماتـ همہ رو دوسدارمـ...

عشقمـ

!تموم دنیاے منے

حالا کہ عاشقمـ کردے ترکمـ نکنـ

ⓢⓗ ❥ ⓢ
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 170♡⁠。⁠)⁩یه بخش...

شب التیام.

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

تک پارتی ویو ا.ت از شدت خنده روی سرامیک های سرد آشپز خونه در...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹³آروم نزدیک تخت رفتم.لب‌هام می‌لرزید.ب...

#pain#P¹⁰⁴#Season²_ چطور ممکنه؟.... درسته که پدرم ممکنه آدم ...

[•] عمارت عشق [•] part: 14با اولین پرتو های نور چشماشو باز ک...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط