#حَتـے ؋ـِڪرِشَم عَذآبــــــہ

#حَتـے ؋ـِڪرِشَم عَذآبــــــہ


#ـچِـقد بـپَرـَم اَ ـخـوـآب [؟]

#ـهر ڪـے [ سُـراغِتـو ] گِرِـف بِگَم اِسمِـشَم نَیـآر

#ڪآشـ یهـ روز [ ـبـآشیـم ] مِثـل اَوَـلآـش ..

ڪآشـ ـــــــــــــــ..



#ـپَس ـمَن ـچے بِیـبــ ــے [؟]
دیدگاه ها (۱)

«ܢܚࡅ߭ߊ‌ܝ‌ࡅ࡙ࡐ‌ ܢ̣ܠࡐ‌ܠߊ‌ܭ »ܥ‌‌ܝ‌ܟܿࡐ‌ߊ‌ܢܚࡅ߳ܨموضوع: اگه حواسشون ...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

چندپارتی جونگ کوک

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت ششم | «پسری که هیچ‌کس بهش نزدیک نمی...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

پارت ۴۳بعد از اتفاقات دیشب، چند روز گذشت.من و تهیونگ دوباره ...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 5 | لطف‌های کوچکصبح روز بعد، ا/ت با عجله وارد ...

𓆩 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 𓆪پارت اول | «دخترِ انسانی»ا/ت از همون لحظه‌...

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط