_بـی بیدی بـابیدی بو :) _بـی بیدی بـابیدی بو :| +میشه بگی

_بـی بیدی بـابیدی بو :) _بـی بیدی بـابیدی بو :| +میشه بگی چه غلطی داری می کنی؟! _صبرکن؛ _زیزیگولو آسی پاسی دِراکوتا تـا بِـه تـا :| +دیـووونـه -_- _اَجی مَجی لا تَرَجی _اَجی مَجی لا تَرَجی +دِلامصب بِگو چته؟! _بـرنـمـی گـرده :)
دیدگاه ها (۱)

My Arirang Part ۲۱جونکوک: خدای من نمی‌دونم تو چی فکر کردی ،،...

می خواستم رو در رو باهات حرف بزنم خودت‌و گرفتی ازم.گفتم نشد ...

یون: آره جذابی تو کی هستیلولا: اممم خببب خواهر ناتنی ته هستم...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

پارت ۵(بعد از اینکه جونگ کوک یونا رو بیهوش میکنه یونا رو به ...

پارت سوم ویو ات ساعت ۱ خورده ای بود که الا اومد توی دفترم ال...

Forbidden love①⓪کوک: ا/ت من الان برمی‌گردما/ت: لازم نکرده دس...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 14جونگکوک سرش رو کنا...

part 61تهیونگ ساندویچ آلینا رو نصف کرد که راحتر توی دستش جا ...

۴۳part جونگکوک همان‌طور که نگاهش به موبایلش بود لب زد: «ساعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط