فردا که سه شنبه بیاید

فردا که سه شنبه بیاید
کمی بی حوصله می شوم...
چه زمستان غم انگیزی
در پس ِ عطر جامانده ات
چه سخت است نفس کشیدن
و این سرفه های چرکی
کمی بی حوصله ام کرده است...
فردا که سه شنبه بیاید
هوای این خانه انقدر آلوده خواهد شد که زندگیم را به زوال بکشاند
ممکن است فردا زندگی خسته شود
و چه درد آور است که باید برای سه شنبه های بی تو چمدان بخرم...
چمدان را به عمد در کوچه جابگذارم
و درد واقعی این است که باید فراموشت کنم
فردا با نیامدنت قرار گذاشته ام
و نگران حرف هایی که نمیزنی هستم
باید از فردا
آرام آرام لبخند هایم را جمع کنم
...کمی قدم بزنم
حالم تعادل ندارد
و بیرون از خانه شاید باران ببارد
باید صبور بود...
باید بگذریم و بریم
کسی برای نجات ما نخواهد آمد.
و سه شنبه یعنی انبوه دلتنگی
به وقت تنهایی...

#امیرمحمد_مصطفی_زاده

narii
دیدگاه ها (۹)

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۹ | یک قدم تا پایانسه روز گذشته بود.بر...

ادامه سناریو

پارت ۳: سایه‌هایی که با هم آشنا می‌شنسکوت کلاس با صدای ملایم...

𓆩 🖤 𓆪 ── 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟒 ── 𓆩 🤍 𓆪╭─━━━━━━━━━━━━─╮🏠 𐙚 𝐕𝐢𝐞𝐰 𝐀𝐭 𐙚 🏠╰─━━━...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 43سلام بچه هاامیدوار...

🔻به مناسبت بازگشایی دانشگاه‌ها🔸توصیه‌های کلیدی رهبر شهید به ...

پارت چهارم | کتابی که جا ماندلیانا آن روز دیرتر از همیشه وار...

Three

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش اول_هرگاه زنی با تلالوی ز...

چند پارتی یونگی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط