پارت چهارممم

بعد از خداحافظی هیتسوری رفت خونه،چون گشنش بود یه رامن که تو کابینت بود برداشت و اون رو درست کردو رفت تو اتاقش تا لباساشو عوض کنه و بعدش فیلم ببینه.رامن حاضر شد و اون از اتاق اومد بیرونو سمت تلوزیونی که کنار گلدونی که یادگار مادرش بود رفت و فیلم مورد علاقشون نگاه کرد.با اینکه خسته بود با خودش گفت:
ویو هیتسوری:
آخه چرا ساکورا باید منو نجات میداد آخه اون از آدمای ضعیف بدش میاد.
بعد از تموم شدن‌ فیلم به سمت اتاقش رفتو رو تختش دراز کشیدو کمی با گوشیش گشتو گذاری کرد و از شدت خستگی چشماش سنگین شدو خوابید.
فلش بک به صبح ساعت ۷:
اون با آرومی از خواب بیدار شدو به سمت آشپزخونه رفت و نگاهش به ساعت افتاد.
+وایییی باز داره دیرم میشههههه
زود نوتلا رو مالید به نون تست و در حین انجام این کار داشت لباساشو می‌پوشید و با سرعت سونیک از خونه زد بیرونو رفت مدرسه.
فلش بک زمانی به مدرسه ساعت ۶:۴۵
ساکورا+، سئو×، نیرئی_
×ساکورا بنظرت صندلی هیتسوری چان رو بیاریم کنار خودمو چون الان اون دوست ماست و نباید تنها باشه
+تو فکرش بودم خوبه
_ممممم عالیه فقط کجا بزاریم
×صددرصد پیش ساکورا
+نه نه من با دیدنش استرس میگیرم
_آخه چرا ،باید از خداتم باشه
×پس صندلیش میزارم بین صندلی خودمو خودت ساکورا سان
+چییییییی
_عالیهههه
+بببااششع (با صورت قرمز )
فلش بک زمانی هیتسوری تو مدرسه:
ویو هیتسوری:
در کلاسو باز کردم و دیدم صندلیم جابه جا شده.  یعنی کی جابه‌جا کرده؟
هیتسوری + ساکورا _ سئو× نیرئی/ کیریو÷
×اوووه سلام هیستوری چان  حالت چطوره؟
+خیلی ممنون سئو چان  تو خوبی؟ ساکورا سان حالت چطوره؟ نیرئی سان تو هم همین طور؟
_سسسللام هیتسوری چان خیلی ممنون (قرمز شده)
/ممنون هیتسوری چان
+ بچها صندلی من چرا جابه‌جا شده؟
×از اونجایی که دوست مایی باید کنار ما بشینی و باهامون حرف بزنی
+خیلی هم خوب ولی اگه احساس کردین اذییتون میکنم حتما میرم پشت
_نه نه هیتسوری چان همچنین نکن
+آخه موقع کشیدن نقاشی اگه دستتون کثیف شد اون موقع...
/نه اصلا نگران نباش هیتسوری چان تو دوست مایی ماهم از دیدن هنر تو لذت می‌بریم
+(باخنده کاوایی و شیرینش) اووه خیلی ممنون
رفت به سمت صندلیش نشست و شروع به کشیدن نقاشیش کرد.
×وای چقدر قشنگ طبیعی میکشی کلاس رفتی هیتسوری چان؟
+اووه نه زیادم خوب نیست ،من کلاسی نرفتم همین طوری تو خونه یاد گرفتم با یکی دوتا فیلم آموزشی.
_اوه پس خیلی باهوشی هیتسوری چان
ویو ساکورا:
چرا اینو بهش گفتم الان فکر میکنه من قبلا فکر میکردم باهوش نیستو چیزی بلد نیست خیلی با لحن بدی گفتم  واییی نههههه.
+(با خنده ای کیوت)خیلی ممنون ساکورا سان نظر لطفته.
ویو ساکورا:
خدارو شکر بد بر نداشت،ولی اگه بد برداشته باشه چی.نه باید مثبت بین باشم.ولی خنده هاش خیلی کاواییه.
_اوه چیزی نگفتم که
یدفعه صدای اومه میا اومد که گفت چهار نفری که اسمشون تو لیست بود بیایین.
اون چهار نفر هیتسوری و ساکورا و سئو و نیرئی بودن.
رفتن پشت بوم که با چهره خوشحال اومه میا که داشت به گوجه هاش می‌رسید اونا رو دیدو گفت:
€اووووووه سلام بچها چطورین کارتون دیشب عالی بودددددد
همه :خیلی ممنون
همین طور که اومه میا داشت تحسینشون می‌کرد یدفعه کاجی به هیراگی زنگ زدو گفت رهبر  شیشیطورن(امید وارم درست نوشته باشم😂 )
ناگهان صدای بلندی رو شنیدن که گفت:
¥سلام سلام سلام من رهبر شیشیطورنم تومیوما شوجی.
با دستش موهای یکی از بچها رو که زده بود گرفته بود
¥بیاین دعوا دعوا آره دعوا
وبعد چندتا حرف رفت
اونا برای اینکه برن بهشون نشون بدن کی قویه رفتن سراغشون
سوگیشیتا و ساکورا خیلی زیادروی کردنو خیلی سریع رفتن سراغشون زیر پلی که قطار از اونجا میرفت و سه تا از بچه‌ای شیشیطورنو دیدن.
بقیه هم رسیدند دیدن که سوگیشیتا و ساکورا یکی از اعضای شیشیطورن رو لتو پار کردن.همون لحظه فردی به اسم جو توگامه با دمپایی های چوبی سنتی و یه عینک گرد سبز رنگ ظاهر شد.
بعد از کلی صحبت تصمیم گرفتن فردا تو سالن مخصوص شیشیطورن باهم مبارزه کنن.
قسمت مبارزه و اتفاقاتشو پارت بعدی میزارم.




                                      پایان پارت 4


فکر کنم خوشتون نیومده چیزی نمیگیداا🤡🗿 بگید ناراحت نمیشم میدونم سناریو نویسیم ریده ولی خب💔🤡
#سناریو #انیمه #پسر_انیمه_ای #دختر_انیمه_ای #فیک #ویسگون #بادشکن
دیدگاه ها (۰)

مومو بقیه میرن بالا پشت بوم و میزوکی رو میزارن یه گوشه هیراگ...

سلام بنگچانتولدت مبارک☆☆☆☆☆امممم خداییش همیشه میگم عمو همتون...

پارت ۴۹

#تکپارتیموضوع:(وقتی برای اولین بار بدون میکاپ مارو میبینن و ...

عشق غیر منتظره پارت ۴۵

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:٣ میخواستم جواب اون هفتا پسره رو بدم ...

پارت 7 ★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★و هیونجین گوشیشو ورداشت دی...

#دوپارتیچانمینP:2سرش رو چرخوند سمت دوستاش و بعد با صدایی سرد...

در دنیای من عشق بی معنی ست

سلااااااااااام 👋🏻 خیلی خلاصه میرم سراغ پارت بعد لطفاً جرم ند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط