پارت 7

پارت 7

★رمان ازدواج مخفی با هوانگ★

و هیونجین گوشیشو ورداشت دید داره بنگ چان بهش زنگ میزنه جواب داد .

مکالمه چان و هیون :

چان: سلام خوبی؟ چه خبر داش

هیونجین: سلام خوبم تو خوبی داش

چان: میگم ما بابچه ها میخوایم بیایم خونتون و بعدش شبش باهم بریم بار نظرت چیه؟

هیونجین: اه اره وقت خیلی خوبیه چون دوستای ات هم میخوان بیان تعداد مون زیاد بشه خوش میگذره باین حتما

چان: اوکی بای

هیونجین: بای

پایان مکالمه

ات: کی بود؟؟

هیونجین: دوستم چان گفت میخواد باید خونمون بعد شبش باهم بریم بار خوش میگذره تعدادم زیاده دوستای تو هم هستند

ات: اه چه خوب اوکی

ویو وقتی که دوست های ات میان:

رزی: سلام

جیسو: اه سلام ات

لیسا: سلام خوشگله

جنی: سلام خره

و همو بغل کردند احوال پرسی کردند و با هیون هم همینطور ولی بغل رو نکردند 😅

رزی: خب پس این اقا شما رو دزدیده؟

ات: ن

هیون وسط حرفش پرید و گفت:

هیونجین: نه خودشو ندزدیم.. قلبشو دزدیدم

جیسو: اووووو

جنی: اومای گاد

رزی: چه رمانتیک

لیسا: واووو

ات خجالت کشیدم سرشو انداخت پایین

هیونحین: ( لبخند) خجالتی منی توو

ات: ( خنده)

که هیو در خونه زده شد و دوستای هیونجین اومده بودند و داشتند و احوال پرسی کردند و اومد دوباره روی مبل نشستند و باز هم یک کوچولو حرف زدند و فیلم دیدند و فیلمش ژانر کمدی داشت و تقریبا ساعت 9 شب بود بازی هم کرده بودند و میخواستن برن بار لباساشو پوشیدند و همشون درخشیده شده بودند و حتی ات با یک لباس مشکی دکلته که یقه و آستین نداشت و یک گردنبند زیبا دور گردنش نشسته بود اون رو زیبا تر میکرد با کی ارایش دخترونه که کرمرنگ هیونجین تا اونو دید اون رو برد جای خلوت خونه و گفت:

هیونجین : خیلی زیبا شدی بیب!

ات خجالت کشید و سرشو انداخت پایین و گفت:

ات: ممنون

پایان پارت
ببخشید ولی دو پارت دادم خوابم میاد بایی😄بای بای
دیدگاه ها (۰)

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 45 رمان عشق مدرسه ای ویو وقتی که میخواستند برن بیرون: ا...

پارت دوم دو پارتی هیونجین 🤍. درخواستی. ات: سلام هیونجین: سلا...

پارت 49 رمان عشق مدرسه ای هیونجین: باشه بگو ات: بزار زنگ بزن...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

پارت 47 رمان عشق مدرسه ای ویو دم در خونه ی ات و فلیکس : ات: ...

پارت 43 رمان عشق مدرسه ای ات: باشه حالا توهم و دوباره ات و ه...

پارت 9رمان🎀 عشق مدرسه ای🎀ویو نویسنده:صبح شده بود و هیون زودت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط