{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد دارم یک غروب سرد سرد

یاد دارم یک غروب سرد سرد

می گذشت از توی کوچه دوره گرد

« دوره گردم کهنه قالی میخرم

کاسه و ظرف سفالی میخرم

دستِ دوم ، جنس عالی میخرم

گر نداری کوزه خالی میخرم »

اشک در چشمان بابا حلقه بست

عاقبت آهی زد و بغضش شکست

« اول سال است؛ نان در سفره نیست

ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟ »

بوی نان تازه هوش از ما ربود

اتفاقاً مادرم هم روزه بود

صورتش دیدم که لک برداشته

دستِ خوش رنگش ترک برداشته

سوختم دیدم که بابا پیر بود

بدتر از آن خواهرم دلگیر بود

مشکل ما درد نان تنها نبود

شاید آن لحظه خدا با ما نبود

باز آواز دٌرشتِ دوره گرد

رشته اندیشه ام را پاره کرد

« دوره گردم کهنه قالی میخرم

کاسه و ظرف سفالی میخرم

دست دوم جنس عالی میخرم

گر نداری کوزه خالی میخرم »

خواهرم بی روسری بیرون دوید

گفت آقا! سفره خالی می خرید . . . .؟ !
دیدگاه ها (۱)

khatere

قبول دارم اگر عکس و قاب خوبی نیستبرای خانه ی تو انتخاب خوبی ...

جواب

جواب

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8بسرعت لباسش رو پوشی...

در غروبی سرد سرد یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه...

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرد.«دوره گ...

یاد دارم یک غروب سرد سرد می گذشت از توی کوچه دوره گردداد می ...

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرددوره گرد...

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرددوره گرد...

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرددوره گرد...

یاد دارم یک غروب سرد سردمی گذشت از توی کوچه دوره گرددوره گرد...

یاد دارم در غروبی سرد سردمیگذشت از کوچه ما دوره گرد دادمیزد ...

یاد دارم یک غروب سرد سرد میگذشت از کوچه ما دوره گرد؛دوره گرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط