part13

part13

هوسو:ببخشید دیگه

تهیونگ:چطوری انقدر خوب بلدی(نفس نفس)

ات:خب از بچگی علاقه داشتم

جونگ کوک:وا منم علاقه داشتم این نشد حرف

ات:عههههه من چه میدونم

معلم ورزش:خب دیگه بچه ها خیلی تمرین کردین برین کلاس

همشون باهم:چشم

زنگ آخر خورد
دینگگگگگگگگگگ

ات:واییییییییییی

هوسو:چیزی شده

ات:راستش آره امروز عصر تا شب قراره مامان بابام و خواهر برادم برن مهمونی منم نمیخوام برم و از تنهایی کمی میترسی

تهیونگ:جدی میترسی میخوای بیام پیشت

جونگ کوک:میتونی با من بیای کمیک فروشی باهم وقت بگذرونیم

ات:خب کمیک فروشی حال میده باشه پس من رفتم هوسو بیا دیگه

هوسو:ها باشه

جونگ کوک:خب باید خوراکی بگیرم واسه عصر

تهیونگ:مواظبش باش

جونگ کوک:هااا نشنیدم،من رفتم

تهیونگ:ات مال من میشه
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

پارت ۱۱«اخیش بالاخره رسید....خیلی گشنم‌ بود»«منم همین طور کو...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

چندپارتی جونگ کوک

From hate to lovePart::2دیدم همون پسره است که بهم گفت+ پا نش...

Heir of Light and Darknesspart : 10قبل از اینکه کامل خارج شن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط