1 : 45 a clook

part : 1۸
_____________
ویو ا/ت

صبح زود از خواب بیدار شدم و کارامو کردم و کت شلوارم رو پوشیدم و اکسسوری هام رو انداختم و موهام رو دم اسبی بستم و رفتم به سمت شرکت

شرکتشون خیلی بزرگ بود و بادیگارد دم در سویچ ماشین رو ازم گرفت برد پارکینگ منم از در ورودی وارد شدم و یه خانمی رو دیدم پشت یه میز نشسته بود
رفتم سمتش و صدام رو صاف کردم: سلام خانم خسته نباشید
زنه لبخندی زد و گفت: سلام عزیزم ممنون بفرمائید
ا/ت: من کیم ا/ت هستم امروز با اقای کیم جلسه داشتم
خانمه انگار که از قبل خبر داشت بلند شد و همراهیم کرد: از این طرف لطفا
به دنبالش راه افتادم و برای ورود به خود شرکت کارتی که دور گردنش بود رو زد روی جایگاه مخصوصی و بعد وارد شد و منم پشت سرش رفتم

دوباره برای سوار شدم به اسانسور از اون کارت استفاده کرد و رفتیم به طبقه یکی مونده به اخر و رفتیم تا وسط های یه سالن بزرگ که چنتایی در بود و افرادی وایساده بودن اونجا
خانمه اروم تقه ای به در زد و بعد از اجازه دادن وارد شد و به فرد داخل اتاق خبر اومدنم رو داد

از اتاق خارج شد و در پشت سرش بست و راه افتاد و منم پشتش راه افتادم و گفت: اقای کیم گفتن برین توی اتاقشون و منتظرشون باشید

نزدیک ۲ دقیقه بود تو اتاق نشستم که در اتاق باز شد و جین وارد شد
جین: خانم کیم خوش اومدید!
ا/ت درحالی که دستی که جین به سمتش دراز کرده بود رو گرفت و دست دادن گفت: ممنون مستر کیم!

بعد جین فاصله گرفت و رفت اون طرف و پشت میز نشست
جین: حقیقتا تا همین ده دقیقه پیش منتظرت بودم ولی یسری مهمون ناخونده داشتم متاسفم منتظرت گزاشتم
ا/ت: او نه بابا این حرف ها چیه درک میکنم
جین: ممنون
جین نگاهی به میزش انداخت و ورقه های قرارداد رو جلوی ا/ت گزاشت و گفت: خب ببین این قرارداده من و جونگکوک از قبل امضاش کردیم تو بخون قرارداد رو بعدش تو ام امضا کن
ا/ت: باشه ممنون

شروع کردم به خوندن قرارداد، قراردادمون ۳ ساله بود و گفته بود وکالت تمام شرکت و کار های اون با منه و مسئولیتش هم با منه و از اینجور چرتوپرتا
چیز مشکوکی ندیدم و از روی میز خودکاری برداشتم تا امضا کنم
جین: گفتم برای شروع ۳ سال باشه بعد اگر دلت خواست تمدید کنیم
ا/ت: اره عالیه
جین: خب چون کارتت هنوز به دستم نرسیده، همون کارت ورودی به ساختمون و مشخصاتت از امروز شروع کنیم برات راحت نیست، فردا و پس فردا هم که تعطیله میمونه برای روز بعدش، حله؟
ا/ت: اره
جین: خب برای اینکه امروز هم با محیط اشنا شی به متیو گفتم بمونه تو شرکت تا بهت اطراف رو نشون بده
ا/ت: عام متیو؟
جین: اره متیو دست راست جونگکوکه یعنی بیشتر با اونه ولی امروز دیگه موند منم گفتم به تو اطرافو نشون بده
ا/ت: عالیه
دیدگاه ها (۱۱)

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۱ا/ت : از خواب بیدار شدم لبا...

True Love⑦آخر هفته بعدازظهربهش گفته بودم امروز به جای مطب بر...

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

سرنوشت پارت (۱۲)

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

رمان: فقط یک قدم تا توپارت ۲:تئودور به لاس زدن با ا.ت ادامه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط