گیرم که به هر حال مرا برده‌ای از یاد

گیرم که به هر حال مرا برده‌ای از یاد
گیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد
گیرم نه تو گفتی، نه شنیدی، نه تو بودی، آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد با آن‌همه دلبستگی و عشق چه کردی؟ یک‌بار دلت یادِ منِ خسته نیفتاد؟یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی؟ یک‌ذره دلت تنگ نشد خانه‌ات آباد؟ این بود جوابِ منِ دلخسته‌ی عاشق؟شیرین رقیبان شده ای از لجِ فرهاد؟ باشد، گله‌ای نیست ، خدا پشت و پناهت، احوالِ خودت خوب،دمت گرم، دلت شاد.
دیدگاه ها (۰)

گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد گیرم که زمان خاطره‌ها ...

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

اين زن  حواسِ درستى ندارد!هر صبح، چاى در دو فنجان می‌ريزد،بل...

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

اردبیل عسل سرشیرش معروف.هرفصل اردبیل زیباست

تک پارتی سینا ساعی وقتی

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

-------------------- -------- ----------------گیرم که به هر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط