Do I love him, or do I hate him?
Do I love him, or do I hate him?
P¹⁴
وایسا الان دستور داد بشین تا بیام بی اهمیت به جونگکوک رفتم پیش لونا چون یه جای خالی پیشش بود
+سلام کَسَگَم
لونا:عه سلام
+لونا
لونا:جانم
+میتونیم باهم دوست باشیم قول میدم جیمین رو واست اوکی میکنم
لونا:واقعااا چرا نباید دوست باشیم خوب راستش من قبل از اینکه بخوای بهم درخواست دوستی بدی می خواستم باهات دوست باشم فکر نکن بخاطر جیمینه هاا
+باشه باشه اشکال نداره حرف بزنیم
ویو کوک
فک کنم 1 ساعته جینا رفته نگاهی به جلو اتوبوس کردم نبود یک صندلی عقب تر از خودم صدا اومد
لونا:ولی جینا خیلی خوش شانسی
+چطور؟
لونا:یااا می گه چطور؟ پلشت مثلا جونگکوک دوست پسرت..
نزاشتم حرفش کامل بشه
_جینا
+هوم
_نمیخوای برگردی؟
+نه
_قهری؟
+اوهوم
_ببخشید
+ها؟
_ب.بخشید
+عاممممم بزار فکر کنم نه
_گناه دارم اصلا دلت میاد با پسر کوشولوت اینطوری حرف بزن
+نه نمیاد ولی نه دارم با لونا گوه میخورم
_لونا تروخدا یه به دیک...
+چی؟
_چیزه.. عا لونا بگو دلش واسم بسوزه
لونا:خیلی واضح داری لاس میزنی ها
به این ور و اون ور نگاهی انداختم همه داشتن به ما نگاه میکردن یه ابرومو بردم بالا که همه نگاهشون رو دزدیدن
_قول میدم واست شیر کاکائو بخرم
+باشه
و اومد سر جاش اخیش الان حداقل میتونم راحت بخوابم سرم رو گذاشتم رو شونش و سیاهی
**چند ساعت بعد**
رسیدیم خونه نزدیک مدرسه پیاده شدیم
_جینا بریم خونه من
+ها نه نمی خواد
نیشخندی زدم درخواست نبود بیب
+خفه شو ایش به من نگو بیب
_خوب پس میگم عشقم
+نه
_عسلم؟
+نه
_زندگیم؟
+نه
_دختر کوچولوم خوبه؟
+تو چطوری میخوای به مامانت بگی دخترم
_من بزرگ ترم پس همون دختر کوچولوم
P¹⁴
وایسا الان دستور داد بشین تا بیام بی اهمیت به جونگکوک رفتم پیش لونا چون یه جای خالی پیشش بود
+سلام کَسَگَم
لونا:عه سلام
+لونا
لونا:جانم
+میتونیم باهم دوست باشیم قول میدم جیمین رو واست اوکی میکنم
لونا:واقعااا چرا نباید دوست باشیم خوب راستش من قبل از اینکه بخوای بهم درخواست دوستی بدی می خواستم باهات دوست باشم فکر نکن بخاطر جیمینه هاا
+باشه باشه اشکال نداره حرف بزنیم
ویو کوک
فک کنم 1 ساعته جینا رفته نگاهی به جلو اتوبوس کردم نبود یک صندلی عقب تر از خودم صدا اومد
لونا:ولی جینا خیلی خوش شانسی
+چطور؟
لونا:یااا می گه چطور؟ پلشت مثلا جونگکوک دوست پسرت..
نزاشتم حرفش کامل بشه
_جینا
+هوم
_نمیخوای برگردی؟
+نه
_قهری؟
+اوهوم
_ببخشید
+ها؟
_ب.بخشید
+عاممممم بزار فکر کنم نه
_گناه دارم اصلا دلت میاد با پسر کوشولوت اینطوری حرف بزن
+نه نمیاد ولی نه دارم با لونا گوه میخورم
_لونا تروخدا یه به دیک...
+چی؟
_چیزه.. عا لونا بگو دلش واسم بسوزه
لونا:خیلی واضح داری لاس میزنی ها
به این ور و اون ور نگاهی انداختم همه داشتن به ما نگاه میکردن یه ابرومو بردم بالا که همه نگاهشون رو دزدیدن
_قول میدم واست شیر کاکائو بخرم
+باشه
و اومد سر جاش اخیش الان حداقل میتونم راحت بخوابم سرم رو گذاشتم رو شونش و سیاهی
**چند ساعت بعد**
رسیدیم خونه نزدیک مدرسه پیاده شدیم
_جینا بریم خونه من
+ها نه نمی خواد
نیشخندی زدم درخواست نبود بیب
+خفه شو ایش به من نگو بیب
_خوب پس میگم عشقم
+نه
_عسلم؟
+نه
_زندگیم؟
+نه
_دختر کوچولوم خوبه؟
+تو چطوری میخوای به مامانت بگی دخترم
_من بزرگ ترم پس همون دختر کوچولوم
- ۲۱۱
- ۰۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط