چشمای قشنگ تو

#part121
چشمای قشنگ تو✨
..... 2ماه بعد....
#دیانا
2ماهی میگذره
خوب اتفاق خاصی نیوفتاده
فقط متین و نیکا باهم ازدواج کردن
کنکورمم دادم و تموم شد
مهشاد دانشگاه ثبت نام کرد
و هفته دیگه عروسیشونه خیلییی خوشحالم ولی خیلی زود گذشت
امشب تولد ارسلانه منو مهشاد تصمیم گرفتیم سوپرایزش کنیم چند هفته پیش بخاطر کاری رفت آلمان و امروز برمیگرده
دیانا:الو؟
مهشاد:دیاناااا
دیانا:بلهههه
نهشاد:زود حاضر شو باهم بریم خرید
دیانا:الان کله ظهر؟
مهشاد:کلی کار داریممم
دیانا:چیکار؟
مهشاد:کیک بخریم وسایل میوه از همه مهم تر لباسسسس
دیانا:هوفففف باشه نیم ساعت دیگه پایینم
مهشاد:باشه پس فعلا
دیانا:بای
سری حاصر شدمو با مهشاد و نیکا رفتیم پاساژ
مهشاد:اول لباس می‌خریم بعد میده و کیک که خراب نشه
دیانا:بش
وارد پاساژ شدیم
مهشاد: این چطوره؟
نیکا:خیلیییی قشنگه
دیانا:عالیه برو پرو کن
یه پیراهن سبز مهشاد خرید
نیکا پیراهن طوسی
منم یه پیراهن بنفش
خریدامونو کردیم و برگشتیم تا خونه رو تمیز کنیم
دیدگاه ها (۰)

جغد کوچولوی من🦉: part: 7. دیانا: رفتم توی اتاق لباسامو خود ش...

جغد کوچولوی من‌ 🦉: part: 10. دیانا: بچه ها: تولدت مبارکنیکا ...

V... RHS:V... RHS:دیانا: غلتی زدم و دیدم ارسلان داره با گوشش...

آیدل جذاب من پارت⁶³ویو ات(پرس زمانی کره؛یک هفته بعد)یک هفته ...

*_* زندگی متفاوت

سلام پارت جدید اوردم پارت ۳۳ار، بچه هست آره دیا، آره ار، دیا...

حقیقت پنهان🌱part 65متین: اینها نگاشون کن*و بعدصفحه ی گوشیو ن...

🍁Part_43🍁🦉❤️آغوش گرم تو❤️🦇🦉دیانا🦉میگم نیکو ب دخترا پی ام داد...

فریاد بی صداپارت ۴۵بابای ارسل:تاریخ عقد و عروسی مشخص کنیمارس...

~[•••ماه شب تارم:)💜🌙•••]~ پارت 2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط