{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعدها...

بعدها...
وقتی موهای جو گندمی ات را از پیشانی ات کنار میزنی
و قرص های رنگارنگت را به ضرب آب پایین میدهی
وقتی با کسی که عادت کرده ای به بودنش کنار شومینه ی رنگ و رو رفته ی خانه مینشینی و به جای دوستت دارم،
از پادردت شکایت میکنی...
وقتی برای بار هزارم سریالی را تماشا میکنی
وقتی دیگر برایت فرقی نمیکند موهایت سپید باشند یا بلوند! نسکافه ای باشد یا هر رنگ دیگری!
وقتی پسر بزرگترت روز مادر برایت صندلی نماز می آورد
متوجه خواهی شد...
که زندگی آنقدرها ارزش نداشت
که برای به دست آوردن کسی که دوستش داشتی نجنگی!
که برای آرزوهایت تلاش نکنی!
به زودی وارد روزمرگی هایت خواهی شد
به زودی وارد روزی میشوی که آرام و ساکت روی صندلی چوبی قدیمی جهیزیه ات رو به روی پنجره خانه نشسته ای و چای مینوشی و همسرت طبق معمول مشغول غر و لند هایش است!

به زودی متوجه خواهی شد
که چه کلاه بزرگی سرت گذاشت این زندگی!!
که هر روزت را به بهانه روز بهتر از تو ربود
و تو چه ساده لوح بودی که حرفش را باور کردی!

زندگی تو همین امروز است
همین ساعت
کاری که دوست داری انجام بده!
"دوستت دارم" را به هرکس که لازم است بگو

برای هر آرزویی که داری بجنگ

بعدترها متوجه خواهی شد

اما...
زندگی ات را همین امروز زندگی کن!

👤 #علی_جهاندیده
دیدگاه ها (۴)

پارت 27 رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح مدرسه: هیون زودتر از ...

╭─────────────── 🌧️ ───────────────╮✦ پارت ۵ | یک روز بارونی...

پارت دوم | یک سقف، دو دشمندرِ عمارت با صدای بلندی پشت سرشان ...

همه فکر میکنند عشق از یک نگاه شروع میشود؛ اما حقیقت این است ...

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

پروانه جان

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل ۲)

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط