{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلبری با دلبری دل از کفم دزدید و رفت

دلبری با دلبری دل از کفم دزدید و رفت
هر چه کردم ناله از دل، سنگدل نشنید و رفت
گفتمش ای دلربا دلبر، ز دل بردن چه سود
از ته دل٬ بر من دیوانه دل خندید و رفت
دیدگاه ها (۲۴)

دیوانگی ها گرچه دائم دردسر دارنددیوانـه ها از حال هــم امّا ...

صبح می‌خندد و من گریه کنان از غم دوست ای دم صبح...

سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست گر در این خلوت بمیرم هی...

0 0 \|/\|/ \/\/

عاشقانه های شبنم

تو چرا جملہ نبات و شڪریتو چرا دلبر و شیرین نظریتو چرا همچو گ...

تو چرا جملہ نبات و شڪریتو چرا دلبر و شیرین نظریتو چرا همچو گ...

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

پارت ۳۰ته‌سوک از جایش بلند شد. حرکتش آرام بود، اما آنقدر سنگ...

پارت¹²بی رحمی؟صدای جسیکا بودجسیکا.به به چه بویی لیلی خوبی؟لی...

رمان فیک"هومین و بک جین"باران از عصر شروع شده بود هومین زیر ...

شهید محمد حسین عزیزی یک بانو از اهل خانواده شهادتش تمام شد؛ ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط